X
تبلیغات
قدرت ذهن برتر مثبت-فکرمثبت-عمل مثبت

قدرت ذهن برتر مثبت-فکرمثبت-عمل مثبت

نیروی فکر مثبت اگه مایل به ادواج- دایم یا موقت هستیدبه وبسایتsegheh110.blogfa.comمراجعه کنید

حرفهای شنیدنی بزرگان

کلمات کلیدی :سخن بزرگان

حرفهای بزرگان  همیشه شنیدنی است . اصلا تا بزرگ نباشی که نمی توانی حرف  خوب و شنیدنی بزنی. از سخنان خوب زیر کدام را بیشتر می پسندید؟                                     * مهم آن است که هرگز از پرسش باز نه‌ایستیم.  (آلبرت اینیشتین)               *پیروزی واقعی جان آدمی، فکرکردن است.(ویکتور هوگو)                *پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنست که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی. (ماهاتما گاندی)                                                                                                 *باید زیاد مطالعه کنید تا بدانید که هیچ نمی دانید .(منتسکیو)                     *شیرینی یکبار پیروزی به تلخی صد بار شکست می‌ارزد.(سقراط)                                                     *دنیا به امید برپاست و انسان به امید زنده.  ( دهخدا )                                                                                                                                       *بشر، بر صفحه‌ی شطرنج ابدیت، چون پیاده‌ای در دست خدا و شیطان است.(گوته)                                                                                                                       *موفقیت ، یک درصد نبوغ ، 99 درصد عرق ریختن . ( ادیسون )                                                                                                                                                  *اگر در اولین قدم، موفقیت نصیب ما می شد، سعی و عمل دیگر معنی نداشت.(مترلینگ)  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 14:50  توسط محمد  | 

حاصل عمv


کلمات کلیدی :حاصل عمر آدمی

گابریل گارسیا مارکز از برندگان نوبل ادبیات و مشهور در بین مردم کشورهای آمریکای لاتین  جملاتی زیبا در بیان عمر آدمی دارد  .. به نظر من که عالیه نظر شما چیه؟.....

 

  
در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می‌دانند، و گاهی اوقات پدران هم.

در 20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.

در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می‌کند.

در 30 سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.

در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد؛ بلکه چیزی است که خود می‌سازد.


در 40 سالگی آموختم ک رمز خوشبخت زیستن، در آن نیست که کاری را که
دوست داریم انجام دهیم؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می‌دهیم دوست
داشته باشیم.

در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی چیزهایی
است که برای انسان اتفاق می‌افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آن
واکنش نشان می‌دهند.

در 50 سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بدترین دشمن وی است.

در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.

در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می‌توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.

در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز، باید بعد از خوردن آنچه لازم است، آنچه را نیز که میل دارد بخورد.

در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارت‌های خوب نیست؛ بلکه خوب بازی کردن با کارت‌های بد است.

در

ادامه می‌دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است، دچار آفت می‌شود.

در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است.

در 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست.
75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می‌کند نارس است، به رشد وکمال خود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 14:28  توسط محمد  | 

تقدیم به ایرانیان زیر ده سال

تقدیم به ایرانیان زیر ده سال

کلمات کلیدی :دکتر سریع القلم، عهد قاجار

"رویایی خواستنی و ضروری به قلم دکتر سریع القلم"کتابی با عنوان "اقتدار گرائی ایرانی در عهد قاجار" با قلم استاد علوم سیاسیدکتر محمود سریع القلم ، به بازار نشر عرضه شده است.

متنی بی نظیر در صفحه "تقدیم" این کتاب است که نویسنده در ابتدای کتاب خود آورده:

تقدیم به ایرانیان زیر ده سال، که در آینده برای کسب ثروت، به نهاد دولت نزدیک نخواهند شد!

برای افزایش قدرت کشور، ثروت تولید خواهند کرد؛

ظرفیت نقدپذیری و اصلاح تدریجی را در خود پدید خواهند آورد!

از فرهنگ واکنش‌های سریع به خویشتن داری، ارتقاء فرهنگی پیدا خواهند کرد!

از فرهنگ شفاهی و غیر دقیق به فرهنگ مسئولانه مکتوب، انتقال تمدنی پیدا خواهند نمود!

از رفتارها و کارهای کوتاه مدت به گستره دراز مدت، رشد فکری پیدا خواهند کرد!

تضعیف، تخریب و انتقام را از فرهنگ سیاسی خود حذف خواهند نمود!

به رشد فکری و استقلال فکری از طریق مطالعه حداقل دو ساعت در روز روی خواهند آورد!

برای ایرانیان دیگر از رانندگی گرفته تا کسب قدرت، حقوق قائل خواهند شد!

از رشد و موفقیت دیگران به طور واقعی خوشحال شده و درس خواهند آموخت!

غرور بی جا، حسادت و ناجوانمردی را به سکوت، احترام و گذشت تبدیل خواهند کرد!

دروغ گوئی و وارونه جلوه دادن واقعیت ها را از نظام معاشرتی خود با دیگران حذف خواهند نمود!

برای کسب قدرت،به اصل رقابت و فرصت برای دیگران اعتقاد خواهند داشت!

و پس از رسیدن به قدرت، فقط دوره محدودی، صرفاً برای تحقق کارهای بزرگ، در قدرت خواهند ماند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 12:0  توسط محمد  | 

عبرت

عبرت

کلمات کلیدی :اسکندر مقدونی، ارسطو، ایران

 

میگویند اسکندر قبل از حمله به ایران درمانده و مستأصل بود. از خود
میپرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟

یکی از مشاوران میگوید: «کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را
بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند».

اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران (به قول برخی، ارسطو) پاسخ میدهد:

«نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمیفهمند
و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند، به
کارهای کوچک و پست بگمار. بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند
بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده ها و با سوادها هم یا
به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه
مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 11:38  توسط محمد  | 

بی سوادی

بی سوادی

کلمات کلیدی :بی سواد

بیسوادان عصر جدید کسانی نیستند

که نمیتوانند بخوانند

بلکه کسانی هستند که دیگر نمیتوانند بیاموزند

ونمیتوانند آموخته های کهنه را با نو جایگزین کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 11:35  توسط محمد  | 

پاداش پادشاه

پاداش پادشاه

کلمات کلیدی :پاداش، پیرمرد، پادشاه

می گویند :

روزی پادشاهی سنگ نسبتا بزرگی را بر گذرگاهی باریک قرار داد، به گونه ای که ارابه ها و گاری ها و حتی گاه پیاده ها برای گذر از آنجا مشکل داشتند. خود نیز به کمین نشست تا واکنش مردم را ببیند. مدت ها گذشت... همه با دردسر از کنار سنگ رد می شدند و فقط به غر زدن اکتفا می کردند. روزی پیرمردی روستایی از آنجا رد می شد و سنگ را دید. کوله بارش را زمین گذاشت و با زحمت زیاد سنگ را جابجا کرد و جاده را باز نمود...

ناگهان متوجه کیسه ای در زیر سنگ شد. کیسه را باز کرد. نامه ای بود و مقدار زیادی سنگهای قیمتی. در نامه نوشته شده بود این پاداش کسی است

که به جای غر زدن و اعتراض کردن به روزگار، زحمت عوض کردن اوضاع را به خود می دهد.

ای کاش همه مثل پیرمرد فکر می کردیم . نظر شما چیه؟.........

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 11:29  توسط محمد  | 

نامه ابراهام لینکلن به آموزگار فرزندش


 ابراهام لینکل از نام آشناترین روسای جمهوری آمریکاست  نامه وی به معلم فرزندش دارای نکات جالبی است که خواندن آن خالی از لطف نیست . نظر شما چیه/ 

 

او باید بداند که همه مردم عادل وهمه آنها صادق نیستند .

اما به فرزندم بیاموزید که به ازای هر شیاد ، انسانهای صدیق هم وجود دارند .

به او بگویید در ازای هر سیاست‌مدار خودخواه ، رهبر با همتی هم وجود دارد .

به او بیاموزید که در ازای هر دشمن ، دوستی هم هست .

میدانم که وقت می‌گیرد . اما بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش یک دلار بدست آورد ،بهتر از آن است که جایی در زمین پنج دلار پیدا کند .

به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد .

اورا از غبطه خوردن برحذر بدارید . به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یاد آور شوید .

اگر می‌توانید به او نقش مهم کتاب را در زندگی آموزش دهید .

به اوبگویید تعمق کند ،به پرندگان در حال پرواز دردل آسمان ، به گلهای درون باغچه ،به زنبورهای که در هوا پرواز میکنند ، دقیق شود .


به فرزندم بیاموزید که درمدرسه بهتر این است که مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد .

به اویاد دهید ،که با ملایم ها ملایم و با گردن کشها ،گردن کش باشد .به عقایدش ایمان داشته باشد . حتی اگر همه خلاف او حرف بزنند {و او را مسخره کنند } . 

به او یاد دهید که همه حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می‌رسد انتخاب کند .


ارزشهای زندگی را به فرزندم آموزش دهید .

به او یاد دهید ،که در اوج اندوه تبسم کند .

به او بیاموزید که در اشک ریختن خجالتی وجود ندارد .

به او بیاموزید که می‌تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند . اما قیمت گذاری برای دل بی معنا است .


به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را برحق می‌داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد .

در کار تدریس به فرزندم ملایمت به خرج دهید .اما از او یک ناز پرورده نسازید ،بگذارید شجاع باشد .

به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد . توقع زیادی است ، اما ببینید که می‌توانید چه کار کنید .

 چند خصوصیت بارز ابراهام لینکلن :

= ایشان نخستین رئیس جمهور از حزب جمهوری خواه آمریکا و شانزدهمین رئیس‌جمهور آمریکا بود.

= او به تاریخ برده داری در آمریکا خاتمه داد.

=او  با نظارت بر مسائل مربوط به جنگ در طی جنگهای  داخلی آمریکا  ایالات متحده آمریکا را پا برجا نگه داشت. 

= لینکون بر نهادهای سیاسی و اجتماعی آمریکا تأثیری ماندگار بر جای نهاد او توانست تمرکز قدرت را در دولت فدرال افزایش دهد و از قدرت دولتهای ایالتی بکاهد.

= وی به خاطر سخنرانیها و صحبتهایش مشهور است،

= وی  بلند قدترین رئیس جمهور در تاریخ آمریکاست.

= لینکلن توسط یک بازیگر تئاتر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در صبح روز ۱۴ آوریل ۱۸۶۵ درگذشت.

= ترور او در نگاه میلیونها تن از مردم آمریکا شهادت محسوب شد. 

 

جملاتی قصار از آبراهام لینکلن:

* اندکی از مردم را می توان برای همیشه فریب داد . همه مردم را نیز می توان برای مدت اندکی فریب داد . اما نمی توان همه مردم را برای همیشه فریب داد.

* کسی که بسیار می خواند و بسیار می داند اما - به هردلیل - وارد کارزار مبارزه برای آزادی نمی شود مانند فروشگاهی بسیار بزرگ و مملو از کالاست که روی درش نوشته باشند " تعطیل است "

* کسی که "امروز " از " دیروز" آگاهتر نباشد انسان خردمندی نیست.

حرف آخر:

اوباما در مراسم دویستمین سالگرد تولدآبراهام لینکلن : من نسبت به این فرد یگانه تاریخ که از بسیاری جهات داستان زندگی مرا امکان‌پذیر کرد، داستان زندگی این ملت را امکان‌پذیر کرد, سپاس ویژه‌ای احساس می‌کنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 11:16  توسط محمد  | 

ده درس موفقیت از بروس لی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 12:18  توسط محمد  | 

بسوزون و خوشگلش کن! (+عکس)

بسوزون و خوشگلش کن! (+عکس)




تاپ ناپ: طراحی اوکراینی به نامYarsolav Galant روش جالبی در رنگ آمیزی مبلمان و کمد های چوبی دارد. او  سطح چوب را با دمایی حدود 2000 درجه فارنهایت می سوزاند و ماده ای خاص به نام epioftonol را به سطح سوخته میزند.

این ماده طی یک فرایند شیمیایی باعث استحکام و ثبات سطح سوخته شده میشود و در نتیجه مبلمان و کمدی با رنگ آمیزی بسیار زیبا و خاص آماده میشود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 12:3  توسط محمد  | 

آیا ریسک کردن در زندگی کار درستی است؟!

آیا ریسک کردن در زندگی کار درستی است؟!

پنجشنبه ، 1 اسفند 1392 ، 11:01


بسیاری از مردم به دلایل مختلف جرات خطر کردن ندارند. برخی از آنها تحمل هیچ نوع شکستی را ندارند. برخی دیگر از تغییر و بیرون آمدن از منطقه آرامش شان می ترسند و به زندگی یکنواخت خود ادامه می دهند. افرادی هم اعتماد به نفس کافی ندارند و می ترسند از سوی اطرافیانشان طرد شوند،

آیا به کارهای پرمخاطره مثل رانندگی بی‌پروا و دوستی با غریبه‌ها بدون این‌که آنها را شناخته باشید یا آن دسته خطرهایی که سالانه موجب مرگ بسیاری شده است، دست می‌زنید؟

به گزارش جام جم، افراد بسیاری هستند که از این نوع خطرات استقبال می کنند. آنها فقط به لذتی که از این اعمال می برند، فکر می کنند و اهمیتی به عواقبش نمی دهند. این ویژگی که هویت افراد اهل خطر است «شور طلبی» نامیده می شود. خطر کردن هدف اصلی این افراد نیست. آنها در جستجوی تجربه های مختلف و کسب احساساتی ناشی از تنوع، تازگی و پیچیدگی هستند و برای رسیدن به این تجربیات دست به خطرات فیزیکی، اجتماعی، حقوقی و مالی می زنند. خطر کردن بخش اصلی هویتشان است. برخی از این افراد به دنبال ماجراجویی هستند و دست به کارهای هیجان انگیز و خطرناک می زنند.

به طور مثال، سراغ ورزش های بسیار سخت یا غیرمعمول مانند موج سواری، پرش از آبشار، صخره نوردی و ورزش هایی از این دست می روند و برخی دیگر فقط قصد تجربه موضوعات تازه را دارند و برخی دیگر می خواهند با ممنوعیت های وضع شده در جامعه شان بجنگند و به دنبال نقض قوانین برای رسیدن به هیجان ناشی از آن هستند اما بعضی افراد فقط برای فرار از ملال و کسالت خطر می کنند.

به گزارش هافینگتن پست، خطر کردن بخشی از زندگی روزمره ما انسان ها از لحظه تکامل مان است. اگر در آن روزها اجدادمان قدرت خطر کردن نداشتند، هرگز نمی توانستند به بقای خود ادامه دهند و نسل انسان منقرض می شد. این توانایی بشر موجب شده او به جامعه پیچیده امروزی دست یابد. دورانی که انسان علاوه بر تداوم حیات به موهبت های دیگری چون عشق، پول و قدرت نیز دست یافته است.

وقتی از خطر کردن صحبت می شود، بسرعت احتمال صدمات جبران ناپذیر به ذهن مان می آید، اما ریسک پذیری دو جنبه مثبت و منفی دارد؛ برخی رفتارهای پرمخاطره انسان، نشان دهنده ضعف او و نبود توانایی انطباقش با معیارهای جامعه است که ریسک مخرب محسوب می شود. فعالیت های مجرمانه، اعتیاد و خشونت از جمله اعمالی است که معمولا فرد خود را به خطر می اندازد، اما تنها نتیجه ای که به دست می آورد تخریب جسم و روح و روانش است و با این نوع اعمال، خود را به تباهی می کشاند. بعضی مواقع هم فرد به دلیل خشم و نفرتی که از وضعیت خود دارد، دست به نابودی خود از طریق انجام دادن این گونه خطرات می زند، اما از طرفی نوعی خطر کردن خوب هم وجود دارد. این نوع خطر کردن نه تنها برای تک تک افراد، بلکه برای کل جامعه بسیار سازنده است؛ مثلا سرمایه گذاری در سطح کلان ممکن است نوعی خطرکردن باشد، اما احتمال این که با خود پیشرفت و نوآوری به همراه داشته باشد، بسیار زیاد است. حتی گاهی اوقات برای به نتیجه خوب رساندن موردی از روش های آزمون و خطا استفاده می کنیم و با خطر کردن، برخی روش هایی را که از نتایج آن چندان آگاهی نداریم امتحان می کنیم و به این ترتیب به دانش مان می افزاییم؛ درست مانند فعالیت دانشمندان درباره آزمایش هایی که انجام می دهند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 11:34  توسط محمد  | 

مطالب قدیمی‌تر