قدرت ذهن برتر مثبت-فکرمثبت-عمل مثبت

نیروی فکر مثبت اگه مایل به ادواج- دایم یا موقت هستیدبه وبسایتsegheh110.blogfa.comمراجعه کنید

سخنان چارلی چاپلین

بزرگ ترين الماس جهان آفتاب است،که خوشبختانه بر گردن همه مي درخشد.چارلی چاپلین
 
مردمان روی زمین استوار ، بیشتر از بندبازان روی ریسمان نااستوار سقوط می کنند .چارلی چاپلین
 
دنیا آنقدر وسیع است که برای همه مخلوقات جا هست. به جای آن که جای کسی را بگیرید، تلاش کنید جای واقعی خودتان را بیابید. چارلی چاپلین
 
برهنگی بیماری عصر ماست. چارلی چاپلین
 
حتی بهترین فرزندان نیز دشمن جان پدر و مادرانند. چارلی چاپلین
 
وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به شما نشان میدهد ،شما هزار دلیل برای خندیدن به آن نشان دهید. چارلی چاپلین
 
فیلمسازان باید به این نکته نیز بیاندیشند که فیلمهایشان را در روز رستاخیز با حضور خودشان نمایش خواهند داد. چارلی چاپلین
 
درخشان ترین تاجی که مردم بر سر می نهند در آتش کوره ها ساخته شده است . چارلی چاپلین
 
ازدواج مثل بازار رفتن است تا پول و احتیاج و اراده نداری بازار نرو. چارلی چاپلین

 

از دشمن خود یکبار بترس و  از دوست خود هزار بار. چارلی چاپلین

 
خوشبختی فاصله اين بدبختی  تا بدبختی ديگر است. چارلی چاپلین
 
اگر شاد بودی آهسته بخند تا غم بیدار نشود و اگر غمگین بودی آرام گریه کن تا شادی ناامید نشود. چارلی چاپلین
 
من دریافته ام که ایده های بزرگ هنگامی به ذهن راه می یابند که مصمم به داشتن چنین ایده هایی باشیم. چارلی چاپلین
 
نقاش کامل آنست که از هیچ برای خود سوژه بسازد. چارلی چاپلین
 
شکست خوردن ناراحتی ندارد.آدم باید شجاع باشد تا بتواند از خودش یک احمق بسازد! چارلی چاپلین
 
شاید زندگی آن جشنی نباشد که تو آرزویش را داشتی را داشتی ،اما حالا که به آن دعوت شده ای ، تا میتوانی زیبا برقص. چارلی چاپلین
 
این یکی از تضادهای زندگی ما است ،که آدم همیشه کار اشتباه را در بهترین زمان ممکن انجام میدهد .چارلی چاپلین
 
حتی تظاهر به شادی نیز برای دیگران شادی بخش است . چارلی چاپلین
 
انسان اگر فقیر و گرسنه باشد بهتر از آن است که پست و بی عاطفه باشد. چارلی چاپلین
 
خودپسندی زنها بزرگترین علت بدبختی ایشان و نابودی خانواده هاست . هیچ چیز به اندازه خودپسندی زنها بنیان خانواده را نابود نکرده است. چارلی چاپلین
 
اگر روزي خيانت ديدي،بدان که قيمتت بالاست .چارلی چاپلین
 
 جملات حکیمانه
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393ساعت 18:50  توسط محمد  | 

جملات مثبت

جملات مثبت


زندگی یعنی :

 

بخند هر چند که غمگیني، ببخش هر چند که مسکینی، فراموش کن هر چند که دلگیری،

 

 " اینگونه بودن زیباست هر چند که آسان نیست "

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم تیر 1390 توسط کامیار

 

موفقیت و شكست، معمولاٌ منشا واحدی ندارند.شكست نتیجه خودداری از انجام عملی (مثلاٌ زدن یك تلفن ، رفتن یك كیلومتر راه یا اظھار عشق و محبت) است.ھمان طور كه شكست ، ناشی از یك رشته تصمیمات جزئی است، موفقیت نیز ناشی از آغازگری و ابتكار ، پشتكار و بیان واضح عشق و محبت عمیق قلبی است.

امروز چه عمل كوچكی می توانید انجام دھید كه حركتی را در جھت موفقیتھای زندگی به وجود آورد؟

تحقیقات پژوھشگران ، پیوسته نشان داده است كه افرادموفق معمولاٌ به سرعت تصمیم می گیرند و وقتی انجام كاری را درست بدانند به آسانی از تصمیم خود بر نمی گردند.بر عكس ، اشخاص شكست خورده معمولاٌ دیر تصمیم می گیرند و تصمیم خود را به آسانی عوض می كنند .

 

ھر گاه تصمیم شایسته ای گرفتید ، آنرا رھا نكنید.

نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم خرداد 1390 توسط کامیار
 

 

"شادبودن" یعنی از زندگی خود سپاسگزاری كردن ...

شكرگزاری ازسلامتی، شغل، خانه، غذا یا خانواده‌ای كه عاشق شماست. آیا اگر متوجه شوید كه فقط نود روز از زندگی شما باقی مانده متفاوت عمل نمی‌كردید؟ سرانجام عمر همه یك روز به پایان خواهد رسید. شاید شما حتی نود روز هم وقت نداشته باشید. این را بدانید كه تنها سپاسگزاری است كه شادی و آزادی را برای شما به ارمغان خواهد آورد، نه سرزنش از خود !

 

 

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم دی 1389 توسط کامیار
 


سختی ها و در نتیجه آن ، تجربه باعث می شود از خوشی های زندگی  بیشتر انرژی بگیریم و برای مقابله با سختی ها کمتر انرژی از دست دهیم .




نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم مرداد 1389 توسط کامیار
 
هیچ چیز مثل زندگی مثبت‌نگرانه نمی‌تواند احساس شادکامی و خوشبختی را در انسان بوجود بیاورد. انسانهایی که احساس خوشبختی می‌کنند افرادی هستند که کمتر با افکار و مسائل منفی سرو کار دارند و اجازه نمی‌دهند بیش از مقدار لازم و طبیعی با مسائل منفی درگیر شوند. با نیمه پر لیوان زندگی می‌کنند و اتفاقات را از جانب مثبت ارزیابی می‌کنند. افکار روزانه آنها حول و حوش مسائل خوب دور می‌زند و با دیدگاهی مثبت کارها و امور زندگی خود را دنبال می‌کنند. آنها کمتر از : نمی‌شود، نمی‌توان و ... استفاده می‌کنند. مثبت‌بینی نیروی انسان و اراده او را در جهت رسیدن به اهداف و خواسته‌هایش تامین می‌کند. علاوه بر همه کارهایی که برای ایجاد شادابی در خود انجام می‌دهید موضوع درآمد و رفاه را فرموش نکنید. به فکر راههای سالمی باشید که درآمدهای شما را افزایش می‌دهند. به این ترتیب راه را بر برخی مشکلات مالی که ممکن است در زندگی داشته باشید ببندید. علاوه بر این با این کار احساس کفایت ، استقلال و خواسته‌های خود را نیز تامین کرده‌اید .
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم تیر 1389 توسط کامیار
 
بسیاری از مردم به حالت کنوني خود توجه دارند و مي‌گویند: « من این‌طور هستم. » می‌خواهم به آنان بگویم‌ شما این‌گونه نیستید؛ بلکه این‌گونه بودید! فرض کنیم حساب بانکی شما خالی است‌ یا روابط ‌کاری و خانوادگی‌تان به‌هم ریخته یا شرایط جسمانی و تندرستی شما خوب نيست؛ می‌خواهم جسورانه به شما بگویم‌ این شما نیستید که در چنین وضعی به‌سر ‌می‌برید‌ بلکه این پس‌مانده‌ی فکرها و کارهای پیشین شماست که چنین چیزی را برای‌تان به ارث گذاشته است. ما همیشه وارث آخرین وضعیت فکری و عملی گذشته‌ی خود هستیم. پس زندانی وضعیت کنونی خود نباشید. اگر خود را این‌گونه بنگرید و در چهارچوب محدودیت‌های كنوني تعریف کنید، در آینده نیز جز‌ همین نتیجه‌ها، چیزی نصیب‌تان نخواهد شد.
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389 توسط کامیار
 
این احساس است که جاذبه را می‌سازد نه فقط تصویرها و فکرها. بسیاری فکر می‌کنند که اگر مثبت باشند یا تصویر چیزهایی را که می‌خواهند، درست کنند، کافی خواهد بود ولي اگر با انجام این‌کار، هنوز احساس آزادی یا شادی نکنند، قدرت جذب را ایجاد نکرده‌اند.

 

{جک كنفيلد}

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و دوم تیر 1389 توسط کامیار
 
وقتی هدف بزرگی الهام بخش شما می شود، وقتی طرح بزرگی به میان می آید، اندیشه های شما حد و مرزها را پشت سر می گذارد. ذهن شما به فراسوی محدودیتها می رود، هشیاریتان در همه جهان بسط پیدا میکند و خود را در دنیای جدید عالی و شگفت انگیز می یابید.

 

برگرفته از : www.movafaghiat12.blogfa.com


نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهاردهم تیر 1389 توسط کامیار
 
در علم خیال پردازی اول بایستی قدرت خیال خود را منظم و مرتب کنید و بدین وسیله این نیروی شگرف وجودتان را متحیر و سرگردان نکنید و به حال خودش رها ننمایید. آگاه باشید که علم و کمال آنچه را که خالص است انتخاب می کند و با ناپاکی ها کاری ندارد. به طور مثال اگر بخواهیم یک ماده ناب شیمیایی تهیه کنیم اول باید همه مواد اضافی آن را تجزیه کنیم و بزداییم.

در علم تخیل نیز بایستی همه نا پاکی های ذهنی را پاک کنیم و به طور مثال هر نوع حس تنفر و  حسادت و ترس و نگرانی را از دل بزداییم و آنچه ما را از رسیدن به یک زندگی خوب و عالی منع می کند از ذهن و روح خود دور نمائیم.

باید از لحاظ ذهنی و روحی در نیازها و خواسته های خود غرق شویم و بگونه ای آنها را مشاهده کنیم که انگار در عالم واقعیت نیز ظاهر شده اند و قابل مشاهده هستند.

 

{ژوزف مورفی}


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم تیر 1389 توسط کامیار
 
تا زمانی که پیام ها و جملات حاکی از فقر ، بیماری، چاقی، افسردگی و ...در ناخود آگاه شما باشند تمام کوشش های شما جهت بدست آوردن ثروت، سلامت، لاغری، شادی و ... بی فایده است چرا که این پیام ها چه بخواهید چه نخواهید صد در صد توسط نا خودآگاه شما اجرا می شوند.

 

دکتر احمدی منش

نوشته شده در تاريخ شنبه پنجم تیر 1389 توسط کامیار
 
امام علی (ع) می فرماید :

« بخشش خداوند به هر کس، به اندازه نیت اوست . »

خداوند قوانین این جهان هستی را وضع کرده و انسان باید این قوانین را کشف کند و از آنها در زندگی خود بهره بگیرید . شاید رسالت ما انسانها کشف این قوانین و استفاده صحیح از آنهاست . اگر دقت کنیم خواهیم دید که اکثر مردم به آنچه که نمی خواهند و نیز چیزهایی که در زندگی شان وجود دارد می اندیشند و بیشتر و بیشتر موارد تکراری و آنچه که نمی خواهند را در پیرامونشان تشدید می کنند و کافی است بدانند که اگر از فقر و بیماری بیزارند نباید در مورد آنها فکر کرده و سخن بگویند بلکه از ثروت و سلامتی سخن گفته و آنها را احساس کنند که سلامتی و ثروت در زندگی شان به واقعیت تبدیل شود.

 

www.raze4fasl.com

نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم تیر 1389 توسط کامیار
 
زندگی صحنه تلاش وبالندگی است و لحظه های آن چون رودی ، درگذر است . رودی مواج  كه در تلاطمش، انسان ها ساخته می شوند؛

-حضرت محمد می فر ماید : وقتی خدا برای كسی نیكی خواهد ، ثروتش را در روحش و تقوایش را در قلبش قرار می دهد .

-حضرت محمد می فر ماید :خداوند بنده پرهیزگار، ثروتمند و مهربان را دوست دارد.

-حضرت محمد می فر ماید :خدا رحمت كند كسی را كه مازاد گفتار خود را نگهدارد و مازاد  ثروتخود را خرج كند.

-حضرت محمد می فر ماید : بر 3 كس رحم كنید . عزیزی كه خوار شده ، ثروتمندی كه فقیر گشته ، دانشمندی كه میان جاهلان گمنام مانده است.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام خرداد 1389 توسط کامیار
 

به کودکی در خانواده ای واقعا ثروتمند به دنیا می آید دقیق شوید. منظورم از واقعا ثروتمند کسانی‌ هستند که به واسطه کار و تلاش و با تفکر سالم به ثروت رسیدند و نه کسانی‌ که از روشهای میان بر و نادرستی ثروت نصیبشان شده است. کودکان خانواده‌های واقعا ثروتمند چون در محیط زندگی‌ خود تفکرات فقیر ساز و نابود کنند و ثروت خراب کن نمی بینند همانگونه که آفریده شده اند رشد میکنند و در بزرگی‌ شیوه ثروت سازی و توانگر شدن خانواده خود را ادامه می دهند. آنها هیچ تلاش اضافی را برای ثروتمند شدن انجام نمی دهند یا اصلا به خاطر نمی آورند که در این مسیر دچار مشکلی‌ شده باشند. توانگری را بخشی از ذات و نژاد خود میدانند و در آن کوچکترین شک و تردیدی ندارند. اما موازی با آن کودکی را در نظر بگیرید که در خانواده معمولی‌ و ضعیف به دنیا آماده است. او هم مثل کودکان عالم ثروتمند به دنیا می آید اما وقتی‌ یاد می‌گیرد که با کلمات و جملات پدر و مادرش صحبت کند و کمی‌ که بزرگتر شد کتاب بخواند و فیلم ببیند در معرض بمباران هزاران نصیحت ترساننده و فقیر ساز قرار می‌گیرد، داستانهای تکان دهندای که از فقر و نداری برایش تعریف میکنند، قصه هایی که از شاهزاده‌ها و گداها و ندارها و فقیر‌ها می خواند، دعواهایی که در خانواده بر سر ثروت مشاهده می‌کند، جنگ و جدال‌هایی که در جامعه برای کسب پول بیشتر رخ میدهد را مشاهده می‌کند. محدودیت‌ها با قید‌هایی که بر سر راه تلاش و کسب درآمد سبز می شود را مشاهده می‌کند. همه این تفکرات و شیوهای نگرش فقیر ساز باعث می شود که او اصالت و ذات توانگر زمان تود خود را از یاد ببرد و به یکی از فقیر های مشابه اطراف خود تبدیل شود. او برای اینکه فقیر شود باید روش و شیوه جاری زندگی‌ اطراف خود را باور کند، وقتی‌ باور کرد اصلا در درستی‌ آن شک نمی کند و همه چیز را بر اساس معیار های جاری زندگی‌ اطراف خود محک می زند. در نتیجه هرگز برای مبارزه با شیوه غلط فکری و زندگی‌ خود اقدامی نمی کند. او فقیر و کودنی و نا آرامی را می‌پذیرد برای اینکه بر این باور است چاره ا‌ی جز این ندارد. باید سوخت و ساخت و دم نیاورد. اگر غیر از این بود که صدای موزیکش را در دامن آرام طبیعت تا این حد بلند نمی کرد که مایه آزار همه جهان اطراف خود شود. او گمان می‌کند درست ترین کار را دارد انجام میدهد و کسانی‌ که با این شیوه خوشگذرانی و شاد بودن او مخالفت می کنند می خواهند غم و اندوه را در جهان پخش کنند. به راستی‌ چگونه می‌توان به چنین موجودی فهماند که آرامشی که طالبش است گاهی‌ در سکوت و بیصدای وجود دارد.!

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم خرداد 1389 توسط کامیار
 

بر روی قبر کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است :

کودک که بودم مي خواستم دنيا را تغيير بدهم وقتي بزرگتر شدم متوجه شدم که دنيا خيلي بزرگ است من بايد کشورم را تغيير بدم بعد ها کشورم را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول کنم . اينک من در آستانه مرگ هستم مي فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم.

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم خرداد 1389 توسط کامیار
 

قدرت خیال معجزه می‌کند

 

کلماتی که بر زبان جاری می‏گردند، قدرت خود را از ما گرفته‏اند زیرا از خود هیچ قدرتی ندارند. شما قادر هستید برکت و نعمت و ثروت را در جای که نیست در ذهن تجسم  کنید. موقعی که تفاهم نیست صلح را تصور کنید و یا سلامتی را در موقع مریضی مشاهده نمایید. قدرت خیال هر چیزی را در بر دارد و سرمایه و نعمت و زیبای و خوشی‌ و خلاصه هر چیزی که در این جهان وجود دارد در دست اوست.

{ژوزف مورفی}

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389 توسط کامیار
 

ای فقر، چه بسا کودکانی زیبا و باهوش و با استعداد که در آغوش تو، به خاطره فراهم نبودن رشد و شکوفایی استعدادشان ، به ورطه فنا افتاده‌اند. چه بسیار آشیانه‌ها که با عشق بنا نها شده اند و گردباد سیاه و توفنده تو آنها را به باد داد. بس است دیگر نمی‌خواهم به تو بیندیشم و افکارم را با تو سیاه کنم. من هیچ گاه به جاده ای که مرا به آن میخوانی‌ نخواهم آمد زیرا راه من از تو جداست. من زندگی‌‌ام را در مسیر کامل پیش می برم. همان مسیری که در آن جایی برای تو وجود ندارد. بدان که من جلوه ای از وجود خدا هستم، همان خدایی که مظهر عشق است و مرا عاشقانه دوست دارد، همان خدای که مرا جانشین خود در زمین آفرید، پس چگونه ممکن است خدای بی همتا، که کلید گنج‌های نهان و ثروت‌های بیکران در دست اوست، فقیر باشد؟ آری من از روز ازل، وارث زمین و خداوند زمان بودم. منم که فکر می‌کنم و خلق می‌کنم. کافی‌ است بگویم که چه می‌خواهم، کافی‌ است به کائنات، فرمان دهم و به روح هستی‌ پیام بفرستم و برای تحققش تلاش کنم.

 

{دکتر آزمندیان}

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389 توسط کامیار
 

باد می وزد ...

میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی

تصمیم با تو است ...

تصمیم با تو است ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده ...

تصمیم با تو است ، میتوانی بگوئی مشکل بزرگ دارم  یا به مشکل بگویی من یه خدای بزرگ دارم ...

 

"تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است پس همیشه امید داشته باش"

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389 توسط کامیار
 
هر پیشامد و حادثه و تجربه این جهان بر اساس قاعده و نظم هستی‌ است و به بیان دیگر بر پایه قانون علت و معلول است ، حتی قانون بی‌ نیازی نیز تابع قانون ایمان و یقین است. قانون زندگی‌ نیز قانون ایمان و اعتقاد است. یقین داشتن و پذیرفتن صادقانه مسئله ‌ای به عنوان واقعیت است.

اگر به فراوانی و آسایش و نعمت یک زندگی‌ با نشاط و مملو از موفقیت اعتقاد داشته و پیوسته منتظر سلامت و رشد و آسایش باشیم ، به این طریق هر چه بخواهیم کسب می‌کنیم.

در اصل اعتقاد وپذیرش انسان است که حد فصل میان نداری ، دارایی ، بد بختی ، خوشبختی‌ ، پیروزی و بیماری را معین می‌کند. به هر صورت این قاعد الهی را نبایستی نادیده گرفت که گفتند :

 

" هر طور فکر کنی‌ همانطور میشود."

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم خرداد 1389 توسط کامیار
 
" زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد "

 

  وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه كردن به تو نشان میده تو 1000 دلیل برای خندیدن
به اون نشون بده.



{چارلی چاپلین}
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم خرداد 1389 توسط کامیار
 
نعمت‌ها را به‌سوي خود جذب كن!

يگانه دليل آن‌كه بسياري از مردم به ميزان كافي پول ندارند، آن است كه با افكارشان، راه پول را به‌سوي خود مي‌بندند! هر نوع فكر، احساس يا هيجان منفي، سد راه رسيدن چيزهاي خوب، از‌جمله پول به ‌سوي شما مي‌شود. بر‌خلاف انتظار، موضوع اين نيست كه كائنات از دادن پول به شما دريغ مي‌كند، پول موردنياز شما به ‌وفور در كائنات موجود است ولي ناپيدا‌ست. اگر می‌بينيد دست‌تان خالي است، براي آن است كه خود، مانع رسيدن جريان پول به‌ سوي خودتان شده‌ايد و اين كار را هم با افكارتان انجام داده‌ايد! بايد سمت و سوي افكارتان را از « نداشتن » به « داشتن » برگردانيد و تا آن‌جا كه مي‌توانيد، به دارايي و توانگري بينديشيد.
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم خرداد 1389 توسط کامیار
 

نظرتان در مورد اين موضوع که مي‌خواهم بيان کنم، چيست؟

" يك درصد از مردم در حدود نود و شش درصد كل پول جهان را در اختيار دارند."

آيا فكر مي‌كنيد اين مسئله تصادفي و اتفاقي ‌است ؟ اين عده اندك به هر‌حال چيزي را مي‌دانند. آن‌ها اين ”راز “ را مي‌دانند و اكنون مي‌خواهيم شما را با اين راز آشنا كنيم.

افرادي كه ثروت را به زندگي‌هاي خود سرازير كرده‌اند، از راز استفاده كرده‌اند، چه خودشان به اين مسئله واقف بوده‌اند و چه نبوده‌اند. آن‌ها همواره افكاري در مورد ثروت فراواني در ذهنشان بوده است و اجازه نمي‌دادند افكاري بر‌خلاف اين وارد ذهنشان شود. به غير از ثروت هيچ چيز ديگري در ذهنشان نيست. چه آن‌ها از اين مسئله آگاه باشند يا نباشند، به‌خاطر اين‌كه افكار غالب ذهنشان در مورد ثروت است، پس ثروت به آن‌ها روي مي‌آورد. قانون جذب نيز اين‌گونه عمل مي‌کند.

مثالي مي‌زنم تا نحوه كار راز و قانون جذب را نشان دهم:

شايد افرادي را مي‌شناسيد كه پول زيادي بدست آوردند و پس از مدتي همه آن‌را از دست دادند و دوباره ظرف مدت كوتاهي آن‌را بدست آوردند. چه اتفاقي افتاده بود ؟ چه آن‌ها مي‌دانستند يا نمي‌دانستند، افكار غالبشان اين ثروت را برايشان به ارمغان آورده بود؛ سپس آن‌ها اجازه مي‌دادند افكاري در ارتباط با ترس به‌خاطر از دست دادن اين ثروت به ذهنشان راه يابد. همين مسئله باعث شد افكار ترس به‌خاطر از دست دادن ثروت تبديل به افكار غالبشان شود. به اين ترتيب آن‌ها به جاي اين‌كه در مورد ثروت فكر كنند، در مورد از دست دادن آن فكر كرده‌اند و به همين دليل همه آن‌را از دست داده‌اند. به محض از دست دادن اين ثروت، ترس آن‌ها نيز از بين رفته است چون چيزي براي از دست دادن نداشتند. همين مسئله باعث بازگشت دوباره افكار مرتبط با ثروت به ذهنشان و غالب شدن اين افكار شده است. در نتيجه ثروتشان بازگشته است.

اين قانون به افكارتان بستگي دارد. افكارتان هر‌چه باشند، قانون جذب، کار خود را مي‌کند.

چيزهاي مشابه همديگر را جذب مي‌كنند.

باب پروكتر از راز مي گويد :

افراد هوشمند هميشه اين موضوع را مي‌دانسته‌اند. مي‌توانيد به مردم بابل باستان نگاه كنيد. آن‌ها هميشه اين راز را مي‌دانسته‌اند. مردم بابل تنها يكي از اين نمونه‌ها است.

مردم بابل باستان و موفقيت بزرگ آن‌ها توسط محققان ثبت شده است. آن‌ها كساني هستند كه يكي از عجايب هفت‌گانه يعني باغ‌هاي معلق بابل را ساختند. آن‌ها با درك و به‌كارگيري قوانين كائنات، يكي از ثروتمندترين نسل‌هاي تاريخ شدند.

 

{باب پروكتر}

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم خرداد 1389 توسط کامیار
 

اگه برای پول و ثروتمند شدن ارزش زیادی قائل نیستید به احتمال زیاد به آن نمی رسید. اگر ثروت را بجویید، آن هم به جستجوی شما می پردازد. اگر درونتان هیچ اشتیاق پر سوز و گدازی برای کسب ثروت ندارید، در اطراف شما هیچ ثروتی پدیدار نمی شود. داشتن هدف مشخص برای کسب ثروت امری ضروری و اساسی جهت رسیدن به آن است. {دکتر دمارتینی}

اگر شما هم ثروت می خواهید، باید از اعماق قلب و وجود خود تصمیم بگیرید در زندگی خود ثروت داشته باشید...بدون اینکه نگران باشید آیا امکان پذیر هست ها نه؟!

 

پس هدف خود را مشخص کنید :

تا سال.........درآمد و ثروت خالص من...........تومان خواهد بود.

سال بعد حداقل..........تومان به دست خواهم آورد.

هر ماه مبلغ.........سرمایه گذاری و پس انداز خواهم کرد.

عادت جدید امور مالی ام که از هم اکنون آغاز می شود این است که......... .

برای اینکه قرض هایم را بدهم؛ می خواهم........ .

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم خرداد 1389 توسط کامیار
 

رازی روانشناسانه در مورد پول وجود دارد که اکثر مردم چیزی از آن نمی دانند. به همین علت است که اکثر مردم هرگز از لحاظ مالی موفق نمی شوند. پول نداشتن مسئله نیست ! این صرفا نشانه ای از آنچه در درون شما می گذرد.

 

{تی.هارواکر}

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم خرداد 1389 توسط کامیار
 

برای کسب ثروت دانشی وجود دارد، و آن دانشی دقیق است. مثل جبر و ریاضی. قوانین خاصی وجود دارد که بر روند کسب ثروت حاکم است و وقتی کسی این قوانین را یاد بگیرد و از آن ها پیروی کند ، طبق ریاضیات مطمئنا ثروتمند خواهد شد.

 

{والاس.دی.واتلر}

نوشته شده در تاريخ جمعه چهاردهم خرداد 1389 توسط کامیار
 
"هر آنچه را که واقعا از ته قلب باور دارید ، در زندگیتان به واقعیت می پیوندد ."


هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در قلب خویش به آن بگو : دانه ها و ذرات تو در کالبد من به زندگی ادامه خواهند داد. شکوفه هایی که باید از دانه هایی تو سر زند ، فردا در قلب من شکوفا می شود .عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود خواهد کرد ، و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم خواهیم بود.

نوشته شده در تاريخ جمعه چهاردهم خرداد 1389 توسط کامیار
 


اجازه ندهید پرنده ی اندیشه ی شما بر روی شاخسارهای فقر و نداری لانه کند. به ثروت هایی که می توانید بدست آورید بیندیشید. زیرا این اندیشه های ثروت طلبانه اند که ثروت می آفرینند.

 

{دکتر آزمندیان}

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389 توسط کامیار
 
جمع آوري پول موجب مي شود که پول بيشتري به سوي شما جذب شود.

در حين جمع آوري پول ، تفکر مثبت در مورد آن شما را تبديل به چيزي شبيه آهن ربا مي کند، با اين تفاوت که شما پول را به سوي خود جذب مي کنيد.

برایان تریسی

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389 توسط کامیار
 

« حق شما از زندگی »

 

شما به دنیا آمده ای تا مقامتان را در جهان هستی بیابید و قدرت و استعدادتان را به دیگران نشان دهید و مفید باشید. شما در این دنیایید تا در همه زمینه ها چه جسمی، چه ذهنی و چه روحی شکوفا شوید.چشم بصیرت پیدا کنید و قشنگیهای دنیا را ببینید و بفهمید که زندگی چه زیباست و این مطلب را دریابید که حقتان از زندگی، آرامش و آسودگی و رفاه و آزادی است و بهره مند شدن از نعمتهای بی دریغ پروردگار.

{ژوزف مورفی}

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 توسط کامیار
 

گامهای دستیابی به شانس و ثروت

از دارائی های خود بهره بگریم

 

ما به این جهان آمده ایم تا زندگی آرام و آسوده ای داشته باشیم و این مطلب را بفهمیم که همه دارائی ها و سرمایه ها ، چه روحی و چه معنوی و چه مادی نعمت خداست که می توان از آنها استفاده کرد. "خدایی که بخشاینده است و می دهد و انسانی که می گیرد." خدایی که در نهاد آدمی است، مخزنی است از دارائی و توانی که در دست هر شخص قرار دارد.

با درکی که از قوانین ذهن و فکر پیدا می کنیم می توانیم از این نیروی بی اندازه بهره بگیریم و زندگی را به میل خود در راحتی و فخر و وفور نعمت بگذاریم.

{ژوزف مورفی}


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم آبان 1393ساعت 19:11  توسط محمد  | 

اگر فرزند دانش آموز دارید خواندن این مطلب را از دست ندهید

والدین و مدرسه: دانه‌هایی برای شکفتن و زخمهایی برای ماندن

 

آنچه در پاراگراف های مختلف این نوشتار آمده، خلاصه ای از چندین تحقیق علمی در دنیاست؛ به عنوان مثال بند مربوط به تشویق دانش اموزان بر اساس هوش و تلاش ، مربوط به دانشگاه استنفورد است.
توجه: آنچه در پاراگراف های مختلف این نوشتار آمده، خلاصه ای از چندین تحقیق علمی در دنیاست.
به عنوان مثال بند مربوط به تشویق دانش اموزان بر اساس هوش و تلاش ، مربوط به دانشگاه استنفورد است که تصویر صفحات منتشر شده، در این لینک قابل رؤیت است.


عصرایران ؛ محمدرضا شعبانعلی -
نخستین روز سال تحصیلی، خاطره‌ مشترک همه ماست. این روزها، با شادی و لبخند، خاطرات نخستین روزهای مدرسه‌ خودمان را مرور می‌کنیم. اما، اگر کمی فکر کنیم به خاطر می آوریم که آخرین روزهای تابستان، برای بسیاری از ما، آرام و غم‌انگیز بود. چیزی شبیه غروب جمعه‌ها.

احساسی که نسبت به روزهای شروع سال تحصیلی داشتیم و داریم، می‌گذرد. تلخ یا شیرین، در طول زندگی آنقدر شروعها و پایان‌های مهم را تجربه می‌کنیم، که کمتر فرصتی برای به یاد آوردن آن روزها، باقی می‌ماند. اما، آنچه در طول سال تحصیلی روی داده است، برخوردهایی که پدر و مادر و معلم، با ما داشته‌اند، فراموش نمی‌شوند. حتی اگر در ذهن هوشیار ما، باقی نمانند، در ناخودآگاه ما، می‌مانند.
 
رفتارهای خوب، همچون دانه‌ای، جوانه‌ می‌زنند و در سالهای بعد رشد می‌کنند و رفتارهای نادرست،‌ زخم‌هایی به جان ما می‌زنند که اگر در ظاهر، التیام هم بیابد، جای آن را گاه تا پایان زندگی، می‌توان در رفتارها و تصمیم‌هایمان مشاهده کرد.
 
آنچه در اینجا می‌آید، حرف‌های جدیدی نیست. بیشتر از جنس «ذکر» است. بعضی‌ حرف‌ها را باید بارها و بارها گفت و یادآوری کرد. آنقدر زیاد که جدی گرفته شود و اجرا شود. حتی وقتی هم اجرا شد، باید گفت و تکرار کرد، تا اهمیت آنها هرگز به فراموشی سپرده نشود.
 
کاش به فرزندانمان بیاموزیم که شاگرد دوم بودن، چقدر می‌تواند از شاگرد اول بودن، ارزان‌تر باشد. به آنها بگوییم که شاگرد اول بودن از شاگرد دوم بودن بهتر است، اما در تصمیم‌گیری و انتخاب و برنامه‌ریزی برای زندگی، فقط «بهتر» بودن مهم نیست. هزینه‌ی مناسب کردن هم مهم‌ است. اگر پنج ساعت درس خواندن در هفته به نمره‌ی ۱۵ و ده ساعت درس خواندن به نمره‌ی ۱۸ منتهی شود. شاید برای ۱۹ گرفتن بیست ساعت وقت لازم باشد و برای ۲۰ گرفتن چهل ساعت. وقتی که فرزند خود را وادار می‌کنیم که برای ۲۰ تلاش کند و توضیح می‌دهیم که ۱۹ برای تو خوب نیست، به او می‌آموزیم که نصف عمر مفید خود را «صرف بازی رقابت» کند.
 
او بزرگ می‌شود و به خاطر می‌سپارد که دوم بودن خوب نیست. «معاون شرکت» بودن خوب نیست و او باید «مدیر شرکت» باشد. از موقعیت خوب خود، ناراضی می‌شود. او خوب به خاطر دارد که شما تایید کرده‌اید که بیشتر وقت گذاشتن و اول شدن،‌ به همه‌ی سختي‌ها و محرومیتها می‌ارزد و او این بار،‌ همسر و فرزندانش را از حضور خودش در خانه محروم می‌کند. زود می‌رود و دیر بازمی‌گردد.
 
در بین دوستانش، او بهترین خانه یا بهترین ماشین را ندارد و باز یاد شما می‌افتد که اول بودن، به هر قیمتی می‌ارزد. پس به سراغ رشوه و فساد می‌رود. چون در کارنامه‌ شغلی‌اش هم، رتبه‌ی نخست و نمره‌ی بیست را می‌خواهد.
 
نگویید که ما گفتیم بیست اما نه به هر قیمتی. گرفتن فرصت بازی و شادی و استراحت و رشد و یادگیری و محدود کردن افق دید فرزندان به صفحه‌ی کتاب، بالاترین قیمتی است که در آن سن، می‌توانستند پرداخت کنند و خوب به خاطر می‌سپارند که اول بودن، به هر قیمتی می‌ارزد.
 
کاش وقتی فرزندمان نمره‌ی هفده را به خانه آورد، به جای اینکه بگوییم بقیه چند شدند و معدل کلاس چند بود، بپرسیم در آزمون قبلی، نمره‌ات چند شده بود؟ وقتی که یاد گرفت، معدل پایین کلاس می‌تواند توجیهی برای نمره‌ی پایین او باشد، در بزرگسالی نیز، رفتارهای نادرست بزرگ دیگران را بهانه‌ای برای رفتارهای نادرست کوچک خود خواهد کرد. او یاد می‌گیرد که وقتی دروغ گفت، در توجیهش بگوید: دیگران هم دروغ می‌گویند. بیشتر از من. او این نحوه استدلال را از ما آموخته است. اما وقتی می‌پرسیم،‌ نمره‌ی قبلی‌ات چند بود، می‌آموزد که هر کس با گذشته‌ی خودش مقایسه می شود. او مسیر رشد و پیشرفت را طی خواهد کرد،‌ بی آنکه جلوتر بودن دیگران، بی‌انگیزه‌اش کند و عقب ماندن اطرافیان،‌ در دلش شادی نهانی ایجاد کند.
 
کاش هرگز از هوش خوب او نگوییم. از تلاش زیادش بگوییم. اگر از هوشش گفتیم،‌ دیر یا زود، با هر شکست یا اشتباه، باور خود را به هوش بالایش و به حرف‌های ما از دست خواهد داد. زندگی جایی نیست که شکست یا اشتباه، اجتناب پذیر باشد. اما وقتی از تلاش زیادش گفتیم، اگر هم شکست یا اشتباه کرد، باورش را به خودش از دست نمی‌دهد. بلکه تصمیم می‌گیرد که بهتر و بیشتر تلاش کند. هر شکستی او را محکم‌تر و پرتلاش‌تر خواهد کرد. ضمن اینکه به تدریج خواهد آموخت، که چیزی باعث افتخار است که برای تلاشش،‌ زحمت کشیده باشد. نه چیزی که با آن، به دنیا آمده باشد.
 
کاش وقتی او به خانه آمد و گفت بالاترین نمره را به دست آورده و خیلی‌ها،‌ در امتحان حتی نمره‌ی قبولی نگرفتند، به جای لبخند و تشویق، بپرسیم: چه شد که قبول نشدند؟ تو هیچ کاری نمی‌توانستی بکنی که نمره‌ی بهتری بگیرند؟ تا او بیاموزد که لذت و افتخار، زمانی معنا دارد که دیگرانی هم باشند که کمابیش در آن شریک شوند. او باید یاد بگیرد که در آینده هم، زمانی از خودرو گرانقیمت خود لذت ببرد، که دیگران، یک خودرو متوسط در اختیار داشته باشند. او باید یاد بگیرد که هیچ کس از متوسط اطرافیانش چندان فراتر نمی‌رود و دانش‌آموزی که معدلش با میانگین کلاس، فاصله‌ی بسیار دارد، یا طرد خواهد شد، یا تنبل.
 
کاش به خاطر داشته باشیم، که مدرسه، در اولویت نخست، تمرین حضور در جامعه است و نه فرصتی برای کسب نمره و مدرک. مهم نیست که معلم به او نمره‌ی درستی داده یا نه. حتی مهم نیست که حقش بیشتر بوده یا کمتر. مهم آموختن این است که چگونه برای گرفتن چیزی که باور دارد حق اوست صحبت می‌کند. مهم این است که یاد بگیرد بین سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری، مرز باریکی وجود دارد که انسان بودن از همان نقطه، آغاز می‌شود... .

+ نوشته شده در  شنبه دهم آبان 1393ساعت 18:56  توسط محمد  | 

پدرها و مادرها! این دو اصل "بسیار بسیار ساده" را به خاطر بسپارید

تصور کنید برای تولد همسرتان ، یک خودروی آخرین مدل خریده اید اما وقتی ماشین را به او نشان می دهید ، او اصلاً نگاهش هم نمی کند و حتی یک تشکر خشک و خالی هم بر زبان نمی آورد.

خانواده ایرانی ؛ محمدسعید روزبه - اگر پدر یا مادر هستید و البته اگر دغدغه تربیت بهتر فرزندتان را دارید - لابد دارید که روی این عنوان کلیک کرده اید-  قبل از آن که چیزی زیادی درباره تربیت فرزندان یاد بگیرید ، این دو اصل را به عنوان زیر ساخت های راهبردی و قانون اساسی فرزند پروری مد نظر قرار دهید و بدانید که اگر این دو اصل "بسیار بسیار ساده" را رعایت نکنید، بقیه اصول تربیتی ، بر روی بنیانی از خاک سست بنا نهاده می شوند.پدرها و مادرها! این دو اصل

اصل اول: فرزندتان را تشویق کنید

خیلی کارها هست که برای شما عادی جلوه می کند، مانند نقاشی کج و معوجی که فرزندتان می کشد و حتی به شما نشانش نمی دهد، یا قاشقی را که روی فرش افتاده بر می دارد و به آشپزخانه می برد، یا زمانی که کودک تان خواندن کتاب قصه اش را تمام می کند، یا وقتی که سر وقت به رختخواب می رود و ... .

یادتان باشد که این کارها برای شما ، عادی است اما برای فرزندتان هر کدام از این کارها، اهمیت ویژه ای دارد. به خاطر همین اهمیت ویژه است که آنها حتی اگر بر زبان نیاورند، منتظر می مانند تا واکنش ایجابی والدین خود را ببینند.
در چنین مواقعی، "تشویق" مهم ترین و بهترین کاری است که می توانید بکنید. بی اعتنایی، به کودکان ، اعتماد به نفس را در آنها می کشد.

تصور کنید که شما برای تولد همسرتان ، یک خودروی آخرین مدل خریده اید تا او را سورپرایز کنید اما وقتی ماشین را به او نشان می دهید ، او اصلاً نگاهش هم نمی کند و حتی یک تشکر خشک و خالی هم بر زبان نمی آورد. حتماً ناراحت خواهید شد.
کارهایی که بچه ها می کنند ، در نظر خودشان ، مثل همین خودرویی هستند که شما برای همسرتان خریده اید و انتظار خوشحالی و تشکرش را دارید. این مثال را به یاد داشته باشید.

اصل دوم: بچه ها را مقایسه نکنید

اگر خدای ناکرده ، کسی سوار بر ماشین های غلتک که برای صاف کردن راه ها به کار می رود بشود و از روی فرزند شما رد شود، چه چیزی از جسم او باقی می ماند؟
مقایسه فرزندتان با دیگران، دقیقاً همین کار را با روح و روان او می کند. جملاتی مانند این که فلان بچه درسش از تو بهتر است ، فلانی قدش بلند تر است ، فلانی به حرف مادرش گوش می کند اما تو ... همان غلتک هایی هستند که بی آن که بخواهید بر روی روح و روان فرزندتان می رانید و نابودش می کنید.

فرزندتان را فقط با خودش مقایسه کنید نه با دیگران. به جای این که بگویید نمره تو پایین تز از نمره همکلاسی ات هست ، باید نمره فعلی اش را با نمره قبلی خودش مقایسه کنید، اگر نمره بالاتری گرفته تشویقش کنید(اصل اول) و اگر نمره پایین تری گرفته ، نه مانند یک بازجوی بی رحم که مانند یک پزشک درمانگر، به او بگویید: بیا بررسی کنیم که علت این مشکل چیست و با هم بر طرفش کنیم. در این صورت شاید جملات بعدی تان این باشد: آهان! شب قبل از امتحان، مهمان داشتیم و تو دیر خوابیدی، پس بهتر است از این به بعد دیر نخوابی ، موافقی؟ ... دفعه قبل ، یک بار درسی که باید امتحان می دادی را خواندی، شاید بهتر باشد از این به بعد دو بار بخوانی تا مرور هم بشود و ... .

هر چند تربیت فرزند، هزاران درس و نکته دارد ولی عجالتاً با رعایت همین دو مورد ، خواهید دید چه اتفاقات خوبی برای فرزندتان رخ می دهد.
در این باره باز هم در "خانواده ایرانی" خواهم نوشت.

+ نوشته شده در  شنبه دهم آبان 1393ساعت 18:51  توسط محمد  | 

40 خواص دارویی انار

 

انار یکی از میوه‌های درختی است که دانه‌هایی اغلب قرمز‌ و گاهی سفید‌ یا به رنگ‌هایی بین آن دو دارد و رنگ پوست آن نیز اغلب قرمز و گاه سیاه و یا تقریباً زرد است.

 ‌همزمان با فصل برداشت انار در آبان ماه، چهل خواص دارویی این میوه بهشتی را بشناسید.
 
به گزارش ایسنا، خداوند متعال در هر فصلی میوه‌های متناسب با آن فصل را آفرید تا آدمی بر اساس نیازهای جسمی خود از آن میوه‌ها استفاده کند.
 
محققان طب قرآنی بر این عقیده‌اند که انار به عنوان یک میوه بهشتی، به این سبب در فصل پاییز به بار می‌نشیند که فصل پاییز فصل خزان درختان و گرفتگی آسمان است و دانه‌های انار برای جلوگیری از افسردگی و نگرانی بسیار مفید و سبب شادابی می‌شود.
 
آبان ماه، زمان برداشت انار از راه رسیده و این روزها کشاورزان شهرستان فردوس مشغول برداشت انار باغات خود هستند.
 
انار یکی از میوه‌های درختی است که دانه‌هایی اغلب قرمز‌ و گاهی سفید‌ یا به رنگ‌هایی بین آن دو دارد و رنگ پوست آن نیز اغلب قرمز و گاه سیاه و یا تقریباً زرد است.
 
کشور ایران با تولید سالانه ۸۰۰ هزار تن انار، بزرگ‌ترین تولید‌کننده انار در دنیا و کشور هندوستان نیز دومین کشور تولید‌کننده‌ است.
 
در ایران، شهرستان‌های ساوه، نی‌ریز و فردوس به‌ ترتیب بزرگ ‌ترین تولید کنندگان انار هستند، بطوری که سالانه 20 تا 30 هزار تن انار از باغات شهرستان فردوس برداشت و روانه بازارهای داخلی و خارجی می شود.
 
انار "شیشه کپ" به سبب ماندگاری بالا، خاصیت انبارداری و نیز طعم لذیذ و بی‌نظیر از بهترین و مرغوب‌ترین نوع انار محسوب می‌شود و 80 درصد انار تولیدی شهرستان فردوس نیز از نوع انار "شیشه کپ" است.
 
انار در رنگ‌های مختلف از سفید تا سیاه وجود دارد و تقریباً در هر آب و هوایی و هرگونه خاکی می‌تواند رشد کند و میوه دهد، ولی آب زیاد در زمان رسیدن میوه باعث ترک خوردن آن میوه می‌شود.
 
انار، گرمای زیاد با باد خشک و سرمای تا ۱۰- درجه سانتی‌گراد را می‌تواند تحمل کند. و اما همزمان با فصل برداشت انار، بهتر است تا چهل خواص دارویی این میوه بهشتی را بشناسید.
 
چهل خواص دارویی انار:
 
1) پوست و ریشه انار ضد کرم
 
2) انار معتدل، مقوی، ملین، ادارآور و ضدتشنگی
 
3) اگر بعد از غذا انار شیرین خورده شود رنگ چهره زیبا و غذا آسان هضم می‌شود.
 
4) کسانی که لاغر هستند خوردن انار برای آنها مفید است البته نوع شیرین آن
 
5) انار شیرین برای کسانی که یرقان دارند مفید است، یک ساعت قبل یا بعد از غذا میل شود.
 
6) انار شیرین سرفه را تسکین می‌دهد و صدا را باز می‌کند (میوه مخصوص خوانندگان و مداحان)
 
7) انار شیرین خارش‌های بدن را تسکین می‌دهد.
 
8) انار باز کننده ادرار و تقویت کننده دستگاه ادرار و مثانه است.
 
9) انار شیرین مقوی معده و کبد است.
 
10) کسانی که بیماری قند دارند از انار استفاده کنند.
 
11) برای درمان زخم‌های دهان روزی چندبار آب انار ترش را در دهان نگه داشته و مزمزه کنید.
 
12) برای درمان زخم داخل بینی یا گوشت اضافی روی زخم‌ها آب انار ترش مفید است.
 
13) رب انار مقوی بدن و چاق کننده است.
 
14) اگر انار با دانه خورده شود از صدا کردن شکم جلوگیری می‌کند.
 
15) خوردن انار غم و اندوه را از بین می‌برد.
 
16) کسانی که میل به خوردن خاک و چیزی دیگر دارند با خوردن رب انار از بین می‌رود.
 
17) خانم‌های باردار اگر در دوران حاملگی رب انار بخورند ویار آنها از بین می‌رود.
 
18) برای از بین بردن ترشحات ساده قاعدگی از دم‌کرده گل انار استفاده می‌شود.
 
19) برای کسانی که خروج مقعد دارند پوست انار خشک یا تازه توصیه می‌شود. برای کسانی که بواسیر دارند نیز مفید است.
 
20) کسانی که کرم دارند پوست انار بسیار مفید است البته بهتر است یبوست نداشته باشند.
 
21) کسانی که کم خون هستند یا احساس خستگی زیاد می‌کنند از دم کرده یا جوشانده برگ انار به عنوان چای استفاده کنند.
 
22) دم کرده برگ انار میگرن را برطرف می‌نماید.
 
23) برای درمان کرم کدو پوست خشک کرده ریشه با ساقه انار نیز مفید است اما برای از بین بردن کرم کدو داروهای شیمیایی البته زیر نظر پزشک بهتر است.
 
24) کسانی که مزاج گرم دارند انار ترش برای آنها مفید است.
 
25) جوشانده پوست انار برای‌ خانم‌ها مفید است.
 
26) از ترکیب گل‌های له‌شده انار با روغن کنجد برای سوختگی استفاده می‌شود.
 
27) اگر انار را با پوست و دانه به طور سالم بپزند و سپس کوبیده آن را در محل خارش بگذارند خارش را برطرف می‌کند.
 
28) جوشانده گل انار درمان کننده پیوره و خون‌ریزی لثه است.
 
29) بهترین موقع خوردن انار صبح ناشتا با کمی گل‌پر است.
 
30) انار تولید کننده اخلاط صالح است. همانا دو گونه خلط وجود دارد یکی مفید و دیگر غیر مفید که انار تولید کننده نوع مفید آن است.
 
31) برای رفع درد سینه یا سرفه خشک سر انار استفاده می‌شود.
 
32) پودر پوست انار برای التیام زخم‌های کهنه مفید است.
 
33) عصاره گل انار و گلاب برای ورم چشم مفید است بصورت ضماد با احتیاط مصرف شود.
 
34) گل انار با آب بارهنگ برای زخم‌های آلات تناسلی آقایان مفید است و در ضمن به جای گل ما می‌توانیم از پی سفید داخل انار استفاده کنیم.
 
35) انار دفع کننده مضرات دخانیات است.
 
36) کسانی که می‌خواهند نوزادی زیبا داشته باشند در دوران حاملگی در فواصل غذا و ظهر و شب انار بخورند.
 
37) خوردن انار مستی را رفع می‌کند.
 
38) انار برای صفرا و تب صفراوی مفید است و باید قبل از غذا میل شود.
 
39) امام صادق (ع) می‌فرمایند: بخورید انار را با پرده‌های وسط آن تا معده را صیقل دهد و هوش را زیاد کند.
 
40) حضرت علی(ع) می‌فرمایند: به کودکان خود انار دهید تا زودتر به سخن آیند.

+ نوشته شده در  شنبه دهم آبان 1393ساعت 18:41  توسط محمد  | 

۵ کاری که می توانیم برای داشتن هفته ای پربار تر انجام دهیم

۵ کاری که می توانیم برای داشتن هفته ای پربار تر انجام دهیم۱۲:۰۰

۵ کاری که می توانیم برای داشتن هفته ای پربار تر انجام دهیم

داشتن هفته ای پربار، به دغدغه های اصلی شما و زمانی که صرف انجام کار ها می کنید بستگی دارد. سخت کار کردن، لرزوما به معنی پربار بودن نیست. همیشه راهی آسان تر برای انجام کار ها وجود دارد؛ آن را پیدا کنید، هوشمندانه تر کار کنید و کار های بیشتری در طول هفته انجام دهید.

در ادامه مطلب می توانید نکاتی را که شما را در داشتن هفته ای پربار یاری خواهند کرد مطالعه کنید.

 

۱. به جای برنامه ریزی، عمل کنید

برنامه ریزی برای انجام کار های هفته یا ماه آینده، امری مفید است، اما با مراجعه پی در پی به برنامه روزانه خود، ساعت های موثر بسیاری را از دست خواهید داد.

پس به جای برنامه ریزی، عمل کنید. انجام کاری در آینده به جای حالا ممکن است به نظر راحت باشد، اما عملی معقول نیست. اگر مدام به خودتان بگویید مجبور نیستید همین الان انجامش دهید، آن تسک خود به خود از بین نخواهد رفت. و سرانجام کسی مجبور می شود مسئولیت انجام آن را برعهده بگیرد. پس به جای بهانه آوردن، بهتر است هر چه سریع تر آن را از لیست کار های خود خط بزنید.

یک سوال دیگر این است که آیا جلسات شما واقعا ارزشمند هستند؟ اکثر مردم وقت بسیاری را صرف جلسات می کنند، در حالیکه باید به انجام کار ها بپردازند. برای اینکه مطمئن شوید بیشترین استفاده را از وقت ارزشمند خود می کنید، کافیست زمانی را که صرف کار ها می کنید محاسبه کنید. این کار به شما کمک می کند از زمانی که به جای کار کردن، در جلسات یا در حال برنامه ریزی تلف می شود، مطلع شوید. قطعا از افزایش بازدهیتان پس از محاسبه زمان صرف شده در جلسات یا برنامه ریزی، شگفت زده خواهید شد.

۲. لازم نیست به همه چیز پاسخ مثبت بدهید

“تفاوت میان افراد موفق و افراد خیلی موفق، این است که افراد خیلی موفق تقریبا به همه چیز جواب منفی می دهند” -وارن بافت

پاسخ مثبت به درخواست ها،‌ از یک ‘نه’ گفتن، ساده تر به نظر می آید. هربار که با انجام کاری برای کسی موافقت می کنید که نتیجه ای بی ارزش دارد، داشتن برنامه قابل کنترل را سخت تر می کنید. شما می توانید به اهداف بیشتری برسید در صورتیکه که بدانید چه کار باید بکنید، چه زمانی باید آن را انجام دهید و انتظار دارید چه چیزی به دست آورید. تمام این مشکلات، با برنامه ای تحت کنترل شما قابل حل است.

۳. کمال گرا نباشید

اگر همواره دنبال کمال باشید، باید زمان بیشتری را صرف انجام کار ها کنید و احتمالا بهره وری کمتری خواهید داشت. دلیل این موضوع این است که اگر بخواهید کار ها را به بهترین نحو ممکن انجام دهید، زمان بیشتری نسبت به حالت معمول صرف آن خواهید کرد؛ این کار نیز باعث می شود انجام دیگر وظایف عقب بیافتد. در نتیجه، باعث هدر رفتن زمان و ناراضی بودن رئیس فعلی تان خواهید شد.

۴. ذهنتان را خالی کنید

خیلی روی حافظه تان حساب نکنید. چون وقتی بیشتر به آن نیازمندید، شما را ناامید می کند. به جای این کار، همه چیز را یادداشت کنید.

ابزار های زیادی برای یادداشت برداری وجود دارند؛ از ابزار های قدیمی و پیشفرض سیستم عامل ها گرفته تا اپلیکیشن هایی مانند Evernote ،Any.do و Wunderlist. با نوشتن تمام کار هایی که تا آخر هفته باید انجام شوند، تصویر ذهنی مناسبی از اهداف خود خواهید داشت و قادر خواهید بود بر این اساس، اولویت ها را نیز تعیین کنید.

۵. موفقیت های خود را مرور و اندازه گیری کنید

پیش از بستن پرونده یک هفته ی کاری دیگر و آماده شدن برای هفته بعدی، دستاورد ها و کارهای انجام شده را مرور کنید تا ببینید از پس چه مقدار از آن بر آمده اید. به لیست تسک های خود مراجعه کنید و کار های انجام شده را خط بزنید، تا متوجه شوید چه کاری را نتوانستید انجام دهید و چرا. دستاورد های خود را جشن بگیرید، کار های به تعویق افتاده را یادداشت کرده و از اشتباهات پلی برای رسیدن به اهداف خود بسازید. قطعا برای هفته آینده آمادگی بیشتری خواهید داشت.

+ نوشته شده در  جمعه دوم آبان 1393ساعت 19:40  توسط محمد  | 

ده نکته برای یادگیری زبان جدید

ده نکته برای یادگیری زبان جدید

 

زندگی در نقاط مختلف دنیا به این معنی است که زبان مادری دیگر به تنهایی به کار نخواهد آمد. درواقع یادگیری زبان‌های دیگر به صورت مشخص می‌تواند روی زندگی مهاجران و حتی روی وضعیت کاری آنها تاثیر بگذارد. هرچه زبان‌های بیشتری را به شکل عمیق‌تری بلد باشیم، این تاثیر خودش را بیشتر نشان خواهد داد.

اگر دنبال انگیزه‌ای برای یادگیری زبان‌های دیگر هستید، این ده نکته را جدی بگیرید:

یک: چرا دارید زبان یاد می‌گیرید؟
برای یادگیری عمیق یک زبان دوم، باید انگیزه داشته باشید. شاید این زبان دوم مستقیما روی زندگی شما تاثیر داشته باشد و شاید هم هدفی دیگر داشته باشید،‌ مثل یادگیری زبان دوم برای حرف‌زدن با دوست یا فامیلی که به آن زبان تکلم می‌کند. در هر صورت، باید پیش خودتان توجیه شده باشید که چرا دارید این زبان را یاد می‌گیرید.

دو: خودتان را غرقش کنید.
خب تصمیم گرفته‌اید فلان زبان را یاد بگیرید. مهم نیست که از کدام روش آموزشی استفاده می‌کنید، فقط به یاد داشته باشید که باید «هر روز» برای مطالعه و تمرین وقت بگذارید. در طول هفته باید غرق این زبان باشید تا بتوانید پیشرفت کنید. کسی را پیدا کنید که این زبان را بلد باشد و سعی کنید ایمیلی یا رودررو با او حرف بزنید.

سه: برای خودتان یک همراه پیدا کنید.
وقتی یک همراه یا «پای ثابت» برای خواندن زبان دارید، همه چیز بهتر پیش می‌رود. چنین کسی را شاید در حلقه دوستان یا همکلاسی‌ها یا خانواده‌تان پیدا کنید. همراهی در مطالعه زبان باعث می‌شود انگیزه هر دو طرف بالا برود و پیشرفت بیشتری صورت بگیرد.

چهار: حرف بزنید.
وقتی به مکالمه اهمیت زیادی بدهید،‌ خود به خود در خواندن و درک مطلب هم بهتر پیش می‌روید. از حرف‌زدن به زبانی که دارید یاد می‌گیرید نترسید. مثلا به رستوران‌های بین‌الملل یا محله‌های خارجی‌نشین بروید و اگر کسی را پیدا کردید که به آن زبان حرف می زند، تلاش کنید با او حرف بزنید. البته اینکه وقت دیگران را بگیرید کار درستی نیست، ولی اگر اولش به او بگویید که تازه دارید آن زبان را یاد می‌گیرید، حوصله و توجه او هم برای حرف‌زدن با شما بیشتر می‌شود.



پنج: با زبان جدید خوش بگذرانید.
وقتی زبان را در کنار یک کار خلاقه می‌گذارید،‌ جذابیتش بیشتر می‌شود. مثلا سعی کنید به زبان جدیدتان ترانه بنویسید و برایش آهنگ بسازید. از هر روشی که می‌تواند در یادگیری بیشتر کمک‌تان کند استفاده کنید.

شش: مثل بچه‌ها رفتار کنید.
بچه‌ها زبان را زودتر یاد می‌گیرند زیرا به یادگیری به مثابه یک بازی نگاه می‌کنند و از اشتباه‌کردن در آن نمی‌ترسند. شما هم باید همین روش را در پیش بگیرید.

هفت: خجالت نکشید.
یادگیری زبان به این معناست که موقعیت‌های سختی هم پیش خواهد آمد و ما را پیش دیگران شرمسار خواهد کرد. اگر به ترس از این موقعیت‌ها پا بدهید،‌ پیشرفت نخواهید کرد. پس ترس را کنار بگذارید و دنبال موقعیت‌های بیشتر برای یادگیری باشید. با غریبه‌ها به یک زبان دیگر حرف بزنید،‌ آدرس بپرسید، غذا سفارش دهید.

هشت: خوب گوش بدهید.
اولین قدم در یادگیری زبان این است که شنونده خوبی باشید. سعی کنید با گوش‌دادن به زبان جدید، با آن ارتباط برقرار کنید. همه زبان‌ها اولش عجیب به نظر می‌آیند اما به تدریج شنیدن‌شان عادی می‌شود.

نه: خوب نگاه کنید.
برای یادگیری درست صداها در هر زبان، به دهان گوینده نگاه کنید. با این ترتیب، صداها را بسیار بهتر یاد می‌گیرید و موقع شنیدن آنها گیج نخواهید شد. این کار را موقع تماشای فیلم به آن زبان هم می‌توانید انجام دهید.


بخصوص به دهان این دو نفر در پالپ‌ فیکشن نگاه کنید.

ده: با خودتان حرف بزنید.
وقتی کسی را ندارید که با او به زبان دوم حرف بزنید، با خودتان حرف بزنید. شاید اولش عجیب به نظر برسد، اما قراردادن خودتان در موقعیت زبانی و فرهنگی جدید کاملا به یادگیری کمک می‌کند.

+ نوشته شده در  جمعه دوم آبان 1393ساعت 18:34  توسط محمد  | 

30ویژگی یک شهروند خوب

1. از راست‌گویی، لذت ببرد؛

2. سعی نکند همه را داشته باشد: هم جذب کند و هم دفع؛

3. هوش و فهم دیگران را دست‌کم نگیرد؛

4. اتومبیل خود را برای شهروندی که از خطوط عابر پیاده حرکت می‌کند، متوقف کند؛

5. در نقل قول از دیگران، حتی ویرگول‌ها را هم رعایت کند؛

6. ذهنیت خود را از مسائل ضرورتا مساوی با حقیقت نداند؛

7. هر چند وقت یکبار، از مخالفین خود احوالپرسی کند؛

8. نه برنجد و نه برنجاند؛

9. تفاوت میان تبلیغ و تحلیل رسانه‌های غیرخصوصی را سریع تشخیص دهد؛

10. به عموم مسایل محیط زیستی، حساس و عامل به عمل باشد؛

11. از افراد چند شخصیتی و متملق فاصله بگیرد؛

12. از زبان خود مانند سلامتی خود، مراقبت کند؛


13. در قبال بدی افراد، عمدتا سکوت کند تا نیروهای معنوی درونی او پرورش پیدا کنند؛

14. بدون چشم‌داشت، برای بازکردن گره‌های اطرافیان خود اهتمام ورزد؛

15. به‌عنوان شهروند، ارزش خود را صدها درجه بالاتر از سیاست‌مداران بداند؛

16. در هفته، دو نیم روز برای رشد فردی و شخصیتی خود، وقت بگذارد؛

17. حتی سه بامداد، از چراغ قرمز عبور نکند؛

18. در محیط کار و زندگی او، رنگ‌های صورتی، زرد، قرمز و کلا شاد حضور داشته باشند؛

19. علاقه به کنترل‌کردن و احاطه بر دیگران را از شبکه رفتاری خود، حذف کند؛

20. عیوب دیگران را به صورت خصوصی، تدریجی و لحن اصلاحی به آنها منتقل کند؛

21. جایی که به او احترام نمی‌گذارند، نرود؛

22. ادب، تربیت و متانت او نسبت به مواضع سیاسی‌اش، حضور، نمود و برجستگی بیشتری داشته باشند؛


23. آنقدر تمرین کند تا از موفقیت دیگران ناراحت نشود؛

24. از اجرای قانون و رعایت آیین‌نامه‌ها، لذت ببرد؛

25. همه‌جا، با همه‌کس و در معرض هر مخاطبی، یک شخصیت داشته باشد؛

26. از حلقه اول دوستان خود مرتب احوالپرسی کند؛

27. در مغازه‌ها، اجازه دهد کسانی که قبل از او وارد مغازه شده‌اند، زودتر کارشان انجام شود؛


28. مروج و مبلغ رفتار و افکار مثبت افراد باشد و نه خود افراد؛

29. در ماه حداقل یک کتاب تمام کند، یادداشت‌برداری کند و در منظومه فکری و رفتاری خود، آنها را به کار گیرد؛

30. معرف و مظهر این بیان مولانا شود:

هین، خمش کن، خار هستی را ز پای دل بکن

تا ببینی در درون خویشتن، گلزارها
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم شهریور 1393ساعت 19:49  توسط محمد  | 

راز ثروتمندی یک روستایی ایرانی و ۲۰ نکته موفقیت از داستان او

   راز  ثروتمندی یک روستایی ایرانی و ۲۰ نکته موفقیت از داستان او        

چگونه می توان با دست خالی در ایران ثروتمند شد ؟

 

اشاره:      milyoner.blogfa.com

 

عجیب ولی باور کردنی است!!!

بسیاری از اوقات وقتی در زندگی بزرگان دقیق می شوید می بینید که رعایت اصول خاص و  خصوصیات ساده باعث موفقیت آنها شده است .

شاید عجیب به نظر برسد که سادگی، رمز موفقیت بسیاری از این افراد است .همانطور که موتزارت می گوید : نبوغ در سادگی است .داستان فوق شاید برای دوستانی که اخبار را پیگیری می کنند، زیاد نو و جدید نباشد، اما  در انتهای داستان حتماً به نکات ثروتمندی و موفقیت بار داستان توجه کنید و از آنها در راه موفقیت خود استفاده کنید .

 

با ادامه تاپیک توجه ویژه ای داشته باشید ...................

 

ابتکار یک روستایی در تبدیل روستایش به قطب گردشگری
9 سال پیش در یک شب بارانی دو گردشگر موتور سوار آلمانی در راه ماندند و برای اینکه بتوانند در یک جای امن شب را به صبح برسانند به خانه یک روستایی پناه بردند. عباس یک کارگر ساده روستایی همراه خانواده اش تلاش کرد تا به شیوه خودش از مهمانان خارجی به خوبی پذیرایی کند...
کلبه آنها محقر بود و به جز چای آتشی و غذای روستایی چیز دیگری نداشتند. مهمانان عباس خارجی بودند و امکانات او برای پذیرایی اندک. سادگی پذیرایی خانواده عباس و زندگی یکروزه در روستای خوش آب و هوا رضایت حداکثری دو مهمان آلمانی را جلب کرد آنقدر که سه ماه بعد یک گروه هفت نفره آلمانی به پیشنهاد دوستانشان به خانه عباس رفتند. آنها خواستند تا با همان دم پختک و چای آتشی که دوستانشان تعریف کرده بودند در خانه روستایی عباس پذیرایی شوند. صبح عباس راهنمای آنها شد تا بتوانند مناطق دیدنی و طبیعی روستای بزم شهر بوانات فارس را ببینند.
موقع برگشت مهمانان آلمانی 200 هزار تومان به عباس هدیه دادند. این پول در آن زمان برای عباس زیاد بود و او را به این فکر انداخت که بهترین راه برای کسب و کار می‌تواند پذیرایی از گردشگران در یک روستای با صفا باشد. بنابراین شروع به کار کرد. طوری که از نه سال پیش تا امروز 18 هزار گردشگر خارجی به روستای بزم در منطقه بوانات فارس آمده‌اند و عباس هم به عنوان کارآفرین برتر در صنعت گردشگری توانسته 126 لوح سپاس بگیرد و درآمد روزانه اش از روزی سه هزار تومان به 6 میلیون تومان برسد. عباس 35 ساله به 28 کشور دنیا سفر کرد و خانه 80 متری او الان به 120 هزار متر رسیده است!
زهرا و نیلوفر دو دختر کوچک او کوچکترین راهنمایان ایرانی معرفی شده‌اند و تا کنون هم شبکه‌های تلویزیونی آلمان، روسیه، تایلند، شبکه 2 و 4 ایران فیلمهای مستندی با موضوع رونق گردشگری در روستای بزم بوانات پخش کرده‌اند.
او تعریف می‌کند که روزهای اول به آژانسهای مسافرتی شیراز و اصفهان سر زدم و گفتم که می‌توانم از گردشگران شما در روستا پذیرایی کنم. آنها هم گفتند باید مجانی بیایند روستا تا ببینند آیا اوضاع برای پذیرایی مناسب هست. آرام آرام مهمانان من از هفت نفر به چند هزار گردشگر خارجی رسید و به یک حمام خانه ام 12 حمام دیگر اضافه شد تا جایی که می‌توانم الان تا چند هزار گردشگر را در روستا اسکان بدهم و برای پنج هزار نفر در منطقه بوانات اشتغالزایی کنم.
عباس برزگر قصد دارد تا یک هتل عشایری در ارتفاعات روستا بنا کند. او می‌گوید: این هتل یکی از گرانترین مراکز اقامتی ایران خواهد شد. این کار را با کمک ایل عشایری انجام می‌دهم.
برزگر معتقد است که در ایران مسئولان فقط شعار می‌دهند گردشگری صنعت درآمدزایی است. اما من یکی از کسانی بودم که توانستم هم برای خودم و هم اهالی روستای بزم بوانات درآمدزایی کنم. هر روز از یک مغازه خرید می‌کنم تا همه مغازه داران از این کار سود ببرند.
او فهمیده که اصالت و نوع غذا و چارچوب خانواده روستایی بسیار با ارزش است و می‌توان از راه معرفی آن به دیگران هم ارزشها را حفظ و هم برای خود و دیگرن درآمدزایی و اشتغال زایی کرد.
برزگر از گردشگران خارجی در روستا با محصولات کشاورزی خود پذیرایی می‌کند. خانواده و اهالی روستای بوانات همگی در امر کشاورزی موفق هستند و صبحها با عسل طبیعی و گردوی زمینهای خودشان از مسافران پذیرایی می‌کنند.
برزگر ادعا می‌کند که در موفقیتش هیچ سازمان و مرکزی دخالت نداشته است." سازمان میراث فرهنگی پروانه گردشگری به من نمی‌داد و می‌گفت که باید تحصیلات عالیه داشته باشی. اما زمانی که کارم رونق گرفت پروانه افتخاری گردشگری دادند و در همایش هایشان از من و دخترانم تقدیر کردند."
او می‌گوید که همه تجربیاتش را در برخورد با گردشگران به دست آورده است." به عنوان یک گردشگر به کشورهای اروپایی سفر کردم تا ببینم یک توریست به چه چیزهایی نیاز دارد و آنها برای گردشگران چه کاری انجام می‌دهند. این موضوع کمک زیادی به من کرد. من متوجه شدم که بهترین راه پذیرایی از مهمان خارجی رفتار درست با اوست. نباید مصنوعی به آنها خوشامد بگویید. درست است که زبان شما را متوجه نمی‌شود اما می‌فهمد که از او برای چه منظوری پذیرایی کرده اید. گردشگر خارجی فقط می‌خواهد به او توجه شود، همه چیز بهداشتی باشد، دروغ نشنود و احساس نکند که می‌خواهید جیب او را خالی کنید. این سادگی در رفتار و گفتار باعث شده تا آنها از زندگی روستایی لذت ببرند. ما مسافران را به خانه مان راه می‌دهیم نه برای چاپلوسی بلکه می‌دانم آنها می‌خواهند یک زندگی واقعی روستایی را ببینند و با همان آدمها زندگی کنند. هر کدام از ما که از مسافر خارجی پذیرایی می‌کنیم مانند یک سفیر ایرانی هستیم که ایران را به کشورهای دیگر معرفی می‌کنند. بنابراین باید بهترین رفتارها را با گردشگر خارجی داشته باشیم.
برزگر در زمینه طبیعت گردی هم فعالیت می‌کند و با اینکه در 80 کیلومتری پاسارگاد قرار دارد می‌تواند با استفاده از دو آژانس مسافرتی خود تورهای طبیعت گردی، پرنده نگری، عشایر و بازدید از جاذبه‌های تاریخی را راه‌اندازی کند.
عباس برزگر می‌گوید: وقتی فعالیت من و خانواده ام مورد استقبال دیگران قرار گرفت و بسیاری از کشورها به استفاده از خدمات ما علاقه نشان دادند کارشناسان داخلی و خارجی حوزه گردشگری پیشنهاد کردند که پس از این می‌توانیم در برگزاری تورها و دعوت از مسافران و گردشگران خارجی با افراد متخصص همکاری کنیم تا بتوانیم موفقتر از گذشته عمل کنیم و علاوه بر آن خودمان مجری تورها باشیم؛ این شد که به فکر را ه‌اندازی شرکت خدمات مسافرتی بوان گشت افتادم و با همکاری دوستان این شرکت تشکیل شد. البته این را هم بگویم که من از روزی که متوجه شدم بوانات قابلیت جذب گردشگر را دارد، به گونه‌ی برنامه ریزی کردم که از ورود تور مردم روستایی و شهری و حتی عشایر از مزایای اقتصادی تورها و ورود گردشگران به منطقه بهره مند شوند.
برزگر می‌گوید: مشکل ما ایرانیان این است که می‌نشینیم تا دیگران برای ما برنامه ریزی کنند. در حالی که جوانان کشور ما می‌توانند به راحتی با کمی ذوق و سلیقه کاری کنند که هم خودشان درآمد خوبی داشته باشند هم دیگران از کنار آنها سود ببرند.
او می‌گوید: کمتر کسی دنبال کارآفرینی می‌رود. مطمئن باشید هر روستایی در ایران به تنهایی می‌تواند از ابیانه بهتر و پر رونق تر باشد.
همه اهالی منطقه بوانات و روستای بزم از دهکده گردشگری عباس درآمد دارند. دیگران هم می‌توانند بیایند و ببینند که چطور یک پسر ساده روستایی با سواد بسیار کم توانست کارآفرینی کند و از صنعت گردشگری به معنای واقعی درآمد زایی کند.
روستای بزم در 17 کیلومتری شهر بوانات به سمت استان یزد و کرمان آخرین نقطه استان فارس است که به منطقه گردشگری بوانات معروف شده است. فاصله این منطقه از شیراز و یزد دو ساعت و نیم است.
مجموعه گردشگری بوانات سه اتاق قدیمی دارد که هرکدام حدود 700 سال قدمت دارند و 500 دلار هزینه یک شب اقامت در این اتاقها است.
سوئیت‌های مدرن و سنتی و 6 اتاق عمومی، ویلاهای وسط باغ و گالری عکس و موزه مردم شناسی و کشاورزی گوشه‌ی از امکانات این مجموعه است. همچنین امامزاده بزم و در کنار آن بارگاه امام زاده شاه میرحمزه (ع)، پل تاریخی سوریان، منطقه گردشگری محمد حنیفه و مسجد جامع سوریان و موزه بوانات از جمله بناهای تاریخی و مناطق گردشگری منطقه بوانات فارس هستند.

 


 داستان واقعی کارآفرینی فوق العاده ای است که به نظرم حاوی مطالب بسیار زیادی برای ایده یابی و شروع کسب و کار و گسترش آنست .

تا جایی که بتوانم نکات فوق را از دل این مطالب استخراج می کنم :

1- کیوساکی می گوید :
اگر شما یک حل کننده مشکلات باشید ، شما می توانید ثروتمند شوید .
این شخص مشکل دو گردشگر ( نداشتن جای خواب امن ) رابا پذیرایی ساده ایرانی حل کرد .پس به دنبال راه حل مشکلات باشیم .

2- در حل مشکلات دیگران به شیوه خودتان عمل کنید .و آنچه از دستتان بر می آید انجام دهید .(عباس یک کارگر ساده روستایی همراه خانواده اش تلاش کرد تا به شیوه خودش از مهمانان خارجی به خوبی پذیرایی کند...)

3- اگر امکانات زیادی ندارید به ساده ترین و خالصانه ترین شیوه ممکن رضایت حداکثری دیگران را برآورده کنید .(مهمانان عباس خارجی بودند و امکانات او برای پذیرایی اندک. سادگی پذیرایی خانواده عباس و زندگی یکروزه در روستای خوش آب و هوا رضایت حداکثری دو مهمان آلمانی را جلب کرد)

4- خودتان باشید و از دیگران کورکورانه تقلید نکنید ، در روزگار کنونی شباهت ها ، مصرف کنندگان را دچار دلزدگی می کند ، بهشت هم با همه زیبائیش اگر تکراری باشد ، دل آدم را می زند .

5- فرصت ها را بشناسید و از رضایت دیگران به ایده برسید . اگر شما بتوانید با ارائه محصول و یا خدمتی احساس رضایت حداکثری دیگران را بدست بیاورید ، به نقطه حساس ایده یابی از تواناییهای خودتان رسیده اید ، روی آن سرمایه گذاری کنید .

6- خروجی فعالیتتان را ببینید و کسب ثروت که مهمترین فاکتور آنست را شناسایی کنید .

فعالیت = درآمد زایی ( 200 هزار تومان هدیه )

7- پس از اولین جرقه کسب و کار ، سریع دست بکار شوید و زمان را از دست ندهید ، آب باریکه همیشه جاری نمی ماند ! آنرا به روزی خروشان تبدیل کنید .

8- از امکانات دور و برتان برای توسعه اولیه استفاده کنید ( دو دخترش را به عنوان راهنما آموزش داده بود )

9- روی سازمانها و بانکها و افراد دیگر برای شروع کار حساب چندانی باز نکنید و روی تواناییهای خودتان متکی شوید .

10 - وقتی بر کارتان ثابت قدم بودید ، دیگران روی شما حساب ویژه ای باز خواهند کرد واز شما تعریف خواهند کرد و براحتی بدون هیچ هزینه ای تبلیغات گسترده خواهید شد و این زمانی است که به پیشرفت های محسوس برسید .( شبکه‌های تلویزیونی آلمان، روسیه، تایلند، شبکه 2 و 4 ایران فیلمهای مستندی با موضوع رونق گردشگری در روستای بزم بوانات پخش کرده‌اند. )

11- همیشه روی اصول اولیه حرکت کنید و اصل خدمات خود را تغییر ندهید ( در اینجا پذیرایی ساده روستایی )

12- خدمات خود را به دیگران عرضه کنید و آنها را به استفاده از آنها راغب کنید ( روزهای اول به آژانسهای مسافرتی شیراز و اصفهان سر زدم و گفتم که می‌توانم از گردشگران شما در روستا پذیرایی کنم.)

13- بهترین راه کسب ثروت رفتار درست است ( من متوجه شدم که بهترین راه پذیرایی از مهمان خارجی رفتار درست با اوست. نباید مصنوعی به آنها خوشامد بگویید. درست است که زبان شما را متوجه نمی‌شود اما می‌فهمد که از او برای چه منظوری پذیرایی کرده اید.)

14- آهسته آهسته به رشد برسید ، قدمهای کوچک و مطمئن بردارید چون رشد ناگهانی گیاه بدون ریشه سازی باعث ایجاد علف هرز می شود .!

15- ایده های خود را توسعه دهید و بزرگ بیندیشید ، اما کوچک و مطمئن حرکت کنید ، کسب و کار بدون تغییر و گسترش محکوم به فناست ( عباس برزگر قصد دارد تا یک هتل عشایری در ارتفاعات روستا بنا کند. او می‌گوید: این هتل یکی از گرانترین مراکز اقامتی ایران خواهد شد. این کار را با کمک ایل عشایری انجام می‌دهم.)

16 - شروع کنید حتی با دستهای خالی ، اما با اراده و فکری بزرگ .
در مواجهه با مشکلات و دست اندازیهای دیگران فقط به فکر اثبات عملکرد خویش از طریق کارتان باشید ، به زودی دیگران پی به ارزش کار شما خواهند برد و با اطمینان از شما ، راه را برایتان هموار می کنند ( سازمان میراث فرهنگی پروانه گردشگری به من نمی‌داد و می‌گفت که باید تحصیلات عالیه داشته باشی. اما زمانی که کارم رونق گرفت پروانه افتخاری گردشگری دادند و در همایش هایشان از من و دخترانم تقدیر کردند." )

17 - به نمونه های مشابه فعالیتهایتان دقت کنید و خود را به جای مصرف کننده قرار دهید ، حتماً به کلیدی ترین نیازهای آنان پی خواهید برد . ( به عنوان یک گردشگر به کشورهای اروپایی سفر کردم تا ببینم یک توریست به چه چیزهایی نیاز دارد و آنها برای گردشگران چه کاری انجام می‌دهند )

18 - تنوع خدمات خود را با تکیه بر اصول اولیه و ارزش های ایجاد شده ، گسترش دهید ، حالا براحتی می توانید محصولات دیگرتان را به علت اعتماد خریداران به سابقه شما ، به فروش برسانید .( برزگر در زمینه طبیعت گردی هم فعالیت می‌کند و با اینکه در 80 کیلومتری پاسارگاد قرار دارد می‌تواند با استفاده از دو آژانس مسافرتی خود تورهای طبیعت گردی، پرنده نگری، عشایر و بازدید از جاذبه‌های تاریخی را راه‌اندازی کند. )

19 - وقتی بر کارتان پابرجا بودید و به موفقیت های اولیه رسیدید ، جهش بزرگی اتفاق می افتد که مسیر های بزرگی را به رویتان باز می کند ( وقتی فعالیت من و خانواده ام مورد استقبال دیگران قرار گرفت و بسیاری از کشورها به استفاده از خدمات ما علاقه نشان دادند).

20 - شمار افراد کار آفرین به علت مشکلات و خصوصیات اولیه در ایران بسیار کم است و این یک نعمت و محل کسب ثروت بزرگ است .
همیشه رهبر و کار آفرین شویم ، چون دیگران اغلب دنباله رو رهبران و افراد موفق هستند

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مرداد 1393ساعت 21:50  توسط محمد  | 

نامه ریچارد برانسون در جواب به یک دختر ۱۲ ساله درباره کلیدهای موفقیت

 

مدت‌ها از زمانی که ریچارد برانسون به یک کارآفرین بزرگ تبدیل شده است می‌گذرد؛ اما او هنوز به یاد دارد که مسیر شغلی خود را چگونه شروع کرده است و خوشحال می‌شود که درباره آن صحبت کند.

بنیان‌گذار میلیاردر گروه ویرجین اخیراً نامه‌ای از یک دختر ۱۲ ساله به نام الویا هیل دریافت کرده که از او پرسیده است زمانی که برای اولین بار کار خود را شروع کرده بود به چه مهارت‌هایی نیاز داشت. برانسون پاسخ این دختر را داد و هفته گذشته در لینکدین آن را برای دیگران نیز منتشر کرد:

«

الیویای عزیز،

بسیار سپاسگزارم که با من تماس گرفتی. باعث افتخار است که مرا برای موضوع پروژه مطالعات کسب‌وکار خود انتخاب کرده‌ای. به عنوان کسی که آن چنان از مدرسه خوشش نمی‌آمد، امیدوارم آگاهی از ماجراهای ویرجین برایت جذاب بوده باشد.

همان طور که اشاره کردی، زندگی کاری من با مجله Student آغاز شد، زمانی که تنها چند سال بزرگ‌تر از تو بودم. ما Student را راه‌اندازی کردیم تا مجالی برای افراد مثل خودم فراهم کنیم که می‌خواستند بر ضد جنگ ویتنام و دستگاه دولت اعتراض کنند. در آن زمان به یک مسیر شغلی فکر نمی‌کردم، ما تنها می‌خواستیم تأثیر مثبتی در زندگی افراد داشته باشیم. دیری نگذشت که دریافتم یکی از بهترین راه‌های برای این کار این است یک کارآفرین شوم.

مهارت‌های تجاری اصلی که من از آن‌ها بهره بردم زمانی که تازه کار خودم را شروع کرده بودم بسیاری شبیه چیزهای است که امروز نیز استفاده می‌کنم: هنر تفویض اختیار، ریسک‌پذیری، احاطه کردن خود با یک تیم فوق‌العاده و کار کردن روی پروژه‌هایی که واقعاً به آن‌ها ایمان دارم. همان طور که در نامه‌ات به آن اشاره کردی، من از اختلال خواندن (دیسلکسی) رنج می‌برم ولی توانستم آن را به مزیت خودم تبدیل کنم. من حوزه‌هایی را که در آن‌ها مشکل داشتم به افرادی تفویض کردم که آن‌ها هم به پروژه ایمان داشتند. این کار باعث شد وقت بیشتری داشته باشم تا بر روی چیزهایی تمرکز کنم که در آن‌ها خوب بودم – استراتژی مجله، تماس برقرار کردن و توسعه بازاریابی.

ما پول زیادی نداشتیم و به همین دلیل مجبور بودیم ریسک کنیم تا مجله خود را بشناسانیم. من به افرادی چون Mick Jagger و David Hockney برای همکاری در Student روی آوردم، در صورتی که حتی یک فرد باتجربه‌تر ممکن بود واهمه داشته باشد با آن‌ها تماس بگیرد. بنا به دلایلی، آن‌ها پاسخ مثبت دادند! من از تلفن مدرسه با برندهای بزرگ تماس می‌گرفتم و می‌گفتم رقبای آن‌ها از قبل در مجله ما تبلیغ می‌کنند و آن‌ها را در برابر یکدیگر قرار می‌دادم و از این طریق برای مجله تبلیغات گرفتم.

دوران بسیار خوبی بود و با امتحان کردن، اشتباه کردن و دوباره امتحان کردن چیزهای بسیاری در کسب‌وکار یاد گرفتیم. در آن زمان، افرادی که علاقه داشتند کسب‌وکار خود را راه‌اندازی کنند در مدرسه تشویق نمی‌شدند. امروزه، اگرچه هنوز هم فکر می‌کنم کارهای بیشتری می‌توان انجام داد تا کارآفرینی را در طول تحصیلات تشویق نمود، ابزارها و مربیان بسیاری وجود دارند که می‌توانند به تو کمک کنند کسب‌وکار خود را شروع کنی. اگر مطالعاتت برای GCSE (آزمونی در انگلستان مخصوص دانش‌آموزان) علاقه تو را هم برانگیخته باشد که فوق‌العاده است. اگر نمرات بالایی کسب نکردی، به یاد داشته باش زندگی چیزی بیشتر از چند نامه بر روی یک برگه کاغذ است.

آیا هنوز به اولین ایده کسب‌وکار خودت فکر کرده‌ای؟ هر وقت این کار را کردی، حتماً به من هم اطلاع بده.

بهترین‌ها را برایت آرزو دارم،

ریچارد

»

علاوه بر مهارت‌هایی که برانسون به آن‌ها اشاره کرده است، یعنی هنر تفویض اختیار، ریسک‌پذیری، احاطه کردن خود با یک تیم فوق‌العاده و کار کردن روی پروژه‌هایی که واقعاً به آن‌ها ایمان داریم، این نامه از چند جهت دیگر هم توجه من را به خود جلب کرد:

اول این که یک دختر ۱۲ ساله چنین سؤالی را از آقای برانسون کرده که در دوران مدرسه چند واحد درسی را در زمینه کسب‌وکار می‌گذراند و این سؤال مربوط به پروژه درسی او می‌شود. بیشتر که بررسی کردم متوجه شدم در چند کشور از جمله بریتانیا افراد در دوران مدرسه چند واحد درسی را در زمینه کسب‌وکار شامل حسابداری، مالی، بازاریابی، مطالعات سازمانی و اقتصاد می‌گذرانند و در کشورهای دیگری هم این واحدها در دوران دانشگاه گذرانده می‌شود. متأسفانه در کشور ما نه تنها در دوران مدرسه بلکه عموماً در دوران دانشگاه هم چنین چیزی انجام نمی‌شود و افراد زمانی که وارد بازار کار می‌شوند آن هم عموماً به صورت تجربی با چنین اموری که شاید آگاهی نسبت به آن‌ها لازمه موفقیت و پیشرفت در هر کاری باشد، آشنا می‌شوند. شاید بد نباشد دوستان به این مسئله توجه کنند و صرف‌نظر از شغلی که دارند دانش خود را در این زمینه‌ها تقویت کنند. البته همین که مخاطب بیزینس‌ترند هستید تا حدی حاکی از این آگاهی است!

نکته دوم این که این دختر ۱۲ ساله از قبل به خوبی مطالعه کرده و یک شناختی از موضوع و فردی که به او نامه را نوشته داشته است. این مورد در ارجاعاتی که آقای برانسون به نامه الیویا می‌کند خود را نشان می‌دهد. این نشان می‌دهد که اگر می‌خواهیم پاسخ سؤال خود را از یک فرد مهم یا پرمشغله بگیریم باید از قبل خودمان تحقیق کرده باشیم و متن یا سؤالی که آماده می‌کنیم به گونه‌ای پرورانده شده باشد که فرد احساس تعلق به آن پیدا کند.

نکته سوم و پایانی درسی است که آقای برانسون به دیگر کارآفرینان بزرگ و کهنه‌کار می‌دهد. آقای برانسون این بنیان‌گذار یک شرکت عظیم چندملیتی در عصری که بسیاری از افراد مدعی‌اند بسیار گرفتار و درگیر هستند، باز هم توانسته وقتی را صرف کند تا شخصاً به نامه‌های خود با لحنی فروتنانه پاسخ دهد و الهام‌بخش نسل‌های بعدی خود باشد. به هر حال ایشان هم روزی در جایگاه همین افراد قرار داشتند و به توصیه‌های بزرگان نیاز داشتند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مرداد 1393ساعت 21:45  توسط محمد  | 

مطالب قدیمی‌تر